۲۰ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۸:۴۹
كدخبر: ۳۲۹۵
نظرسنجی
چه کسی را برای ریاست مجلس نهم ترجیح میدهید؟
حداد عادل
علی لاریجانی
ابوترابی
آقاتهرانی

جديدترين فيلم حاتمي كيا براي اكران با مشكلاتي روبرو شده است. سجادپور مي گويد فيلم به اصلاحات بيشتر نياز دارد و سازندگان فيلم مي گويند مشكل از جاي ديگر است.

 

به گزارش كافه سينما به نقل از شهروند امروز اين بخشي از گفت و گوي تازه حاتمي كياست كه در آن از مشكلات گزارش يك جشن و احوال اين روزهايش گفته:

-يك سكانس قشنگ در فيلم گوزن هاي كيميايي هست كه بهروز وثوقي  براي زدن كسي كه مي دونه زورش بهش نمي رسه مياد التماس مي كنه كه اون اجازه بده كه چند تا چك از بهروز بخوره تا دلش خنك بشه. و اون طرف هم مردي مي كنه و اجازه ميده. حكايت ما با اين اقايون از همين جنسه يه وقتي با خواهش و همدردي مي گفتند كوتاه بيا و كوتاه كن ولي الآن باهات دست مي دن ، بغلت مي كنن و تو گوش ات هم نجوا مي كنن كه خيالت از اين فيلم راحت، برو سراغ كار بعدي، ولي از در كه ميزني بيرون، ديگر اعتباري توي كار نيست. بعضي وقتا دلم براشون مي سوزه. مگه اين ميز تاريخ اعتبارش چند وقته. يه روز براي اكران به رنگ ارغوان تو شيپورشون دم مي دهند كه ما اومديم موانع را برداريم.  ولي هنوز پژواك صداشون نخوابيده ، بعدي را معلق مي كنند. من ايمان دارم اين فيلم يك روز اكران مي شود. يك روز از شبكه هاي تلويزيوني اين مملكت پخش مي شود. فقط نمي فهمم اين تيزي شمشير كه هميشه رو گردنمونه چه لذتي براي آقايون دارد.

-عالي ترين مقام سينمايي كشور كيه؟ آقاي شمقدري. خب من غروب بيست و دوم خرداد دفترشون رفتم. شمقدري و من بالاي 20 ساله همديگر را مي شناسيم و به هم احترام مي گزاريم. ما حدود همو مي فهميم. مي دونم كه اون براي اكران" گزارش..." تحت فشاره. ولي ايشون براي ديگران نجابت مي كند و همه چيز را گردن مي گيرد. بهش گفتم كه من تو اين وزارتخونه غريبم. خيرخواه كم دارم. عيبي هم نمي بينم. خدا اونقدر عمر داده كه بالا پايين رفتن خيلي ها را پشت همين ميز ببينم.  اينم مي گذره. به هرحال ايشون صلاح ديدند كه زخمه اي به فيلم بيفته. ما هم گفتيم به چشم.  قبول كردم. دست دادم و اومدم خيابون. تو مسير خونه به ميدون ولي عصر رسيدم. شلوغ بود. يه گوشه وايستادم واز زير كلاه كاسكتم شروع كردم به تماشاي غروب غم انگيز.

-ظاهرا مشكل پيش آمده براي گزارش يك جشن مثل داستان خود فيلم گزارش يك جشن شده و به نظر مياد كه آينه را درست گرفتم.

-حكايت ما شبيه بچه هامونه كه تازه قد كشيدن . يه وقتي يادمون ميره ازشون انتظاري بزرگتر از سنشون داريم.  من فيلمسازم عضور هيچ كلوپ و حزبي نيستم. من با هزار خون دل فيلم مي سازم كه دردم را با مخاطب تقسيم كنم.  اين شوق تو ذات هر هنرمنديه. من ديوانه نيستم كه با كلي قرض و وام فيلم بسازم كه برود توي سياه چال. وقتي مي خوام فيلم بسازم فكر مي كنم چيزي كه مي خوام بگويم در اندازه تحمل اين دم و دستگاه هست. ولي وقتي اين شرايط پيش مي ايد مثل مرغ سر بريده بال بال مي زنم. نمي دانم اين حال ما چه لذتي براي تماشا دارد. مي پرسيد چرا به اين شرايط تن مي دهم. تن ندادن براي من يعني هر فيلمي نساختن. يعني بر اساس قواره هايي كه مي فهمم فيلم بسازم.

-گاهي وقتها وقتي به فيلمي مجوز نمي دهند كارگردان وتهيه كننده مي روند سراغ راههاي ديگر. فيلم را آن سوي آب اكران مي كنند. يا از فضاي مجازي يا از مجراي ديگر عرضه مي كنند. چنيني تصمیمي نداريد؟

-نه كار من نيست. از من برنمياد يعني حاضر نيستم به اين بازي تن بدهم. اون جاها جاي من نيست. من اگه قهر هم بكنم. شايد بروم زيرزمين يا انباري خونه. ولي دوست ندارم سر از خونه غريبه در بيارم

-من هنوز براي گزارش يك جشن نا اميد نيستم. الآني كه حرف مي زنم هنوز اميد دارم. براي من دستگاه مميزي همه نظام نيست. ارغوان و گزارش هم همه حاتمي كيا نيست. درسته كه اين گربه بي وفاست ولي من پامو از اين نقشه اونور نمي گذارم. وقتي اين بحث مياد وسط ديگه برايم خاتمي و احمدي نژاد و هاشمي رفسنجاني مطرح نيست. يه مفهوم خيلي بزرگتره كه اون ترك بر مي داره و ديگه عزت نفسي برايم نمي مونه كه بخوام چيزي بگم. نمي خوام اين نسخه را براي بقيه بپيچم. اين نسخه براي خودمه.

-براي من انتخاب فقط اين دو راه نيست  كه مجبور باشم يا صبر كنم يا بروم. نمي دانم چكار بايد بكنم. فقط مي فهمم كه حاضر هم نيستم به هر قيمتي تن بدهم. من به اين مميزان شريف مژده مي دهم. كه وقتي اين بلا را سر فيلمسازي كه نسبت خودش با اثر نزديكه مي آورند. عملا آينده ش دستخوش احوالاتي مي شود. وقتي فيلم آماده نمايش را اجازه نمايش ندن يعني چرخه خلقتشو ناقص كردن. نمي شود بي اعتنا بي اين جنيني سقطش كنيم و بريم سراغ بعدي. الآن مدتيه كه دست و دلم به كار نمي رود . اصلا نمي توانم سمت فيلم چمران بروم. حالم خرابه. با اينكه خيلي محتاجم كه بگويم صدا، دوربين، حركت. اين هم از بركات بي توجهي علماي مميز! گمونم بود و نبود ما تا وقتي قيمت دارد كه توي ديگ اونا بجوشيم.