Header Header
۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۹:۲۷
كدخبر: ۳۶۹۹۷
سیدعبدالجواد موسوی
دوستی گفت: هیچ دقت کرده ای که هیچ کدام از کاندیداهای محترم ریاست جمهوری در باره برنامه ها و اهداف فرهنگی شان چیزی نمی گویند. گفتم: هم چین نیاز به دقت هم ندارد، اهل سیاست به اقتضای نیاز ها و مطالبات جامعه برنامه ارائه می کنند، جامعه ای که همه دغدغه اش می شود تهیه معاش روزمره، و نوابغ مدیریت جهان اورا به جایی رسانده اند که برای تهیه مرغ ارزان تر حاضر است
 جان فشانی ها کند چه کار فرهنگ دارد؟ حتما شنیده ای که از طرف پرسیدند عاشقی سخت تر است یا گرسنگی، گفت  گلاب به روت ، سر چهارراه تنگت نگرفته که جفتش یادت بره. شرمنده ام، بی ادبیست، اما ما که خیلی وقت است که تنگمان گرفته. آن هم درست وسط چهارراه. آن هم به شدت و حدتی که آدرس را هم گم کرده ایم، یعنی اصلا نمی دانیم که به کدام طرف و از کدام سو برویم. ما قرار بود از حوائجی که دیگران بام تا شام گرفتار آنند رها شویم تا به مسائل مهم تری بیندیشیم اما مدیریت جهانی بلایی به سرمان آورد که تا به خودمان آمدیم دیدیم ما هم مثل مابقی به تنگ آمدگان هر روز از بغل دستی مان قیمت روغن و برنج وتاید ومایع ظرفشویی را داریم می پرسیم که ...بعله:
چنان قحط سالی شد اندر دمشق
که مردم فراموش کردند عشق
پرداختن به فرهنگ وهنر دلی عاشق می خواهد و سری سودایی. در روزگاری که نه در سر  شوق فرازی است ونه در دل  بیم فرودی، و همه به فکر گذران امور روزمره اند چه جای پرداختن به اموری که به قول مشهور نه برای ما آب ونان می شود و نه برای آن بنده خدا تنبان. همه زندگی مان شده است اندیشیدن به خورش و پوشش و... خجالت آور است، اما عین حقیقت است . منظورم از این حرف های بدیهی این است که تقصیری متوجه کاندیداهای ریاست جمهوری نیست.اوضاع خراب تر از این حرف هاست که کسی بخواهد در باره فرهنگ و هنر سخن بگوید.ابتدا باید نانی و امنیتی و سرپناهی باشد تا بعد بتوان شاعرانگی کرد. البته مجانینی چون ما هم بوده اند که سالیان سال تن پوششان شعر بوده و خورششان موسیقی و سر پناهشان سینما، اما مگر تعداد این دیوانگان چه مقدار است که سیاستمدار جماعت بخواهد برای آنان برنامه ریزی کند؟ سیاستمدار جماعت به مطالبات عامه مردم کار دارد و عامه مردم تا مایحتاج روز مره شان تامین نباشد نای فکر کردن ندارند. می گویند فقر وقتی از دری وارد شود ایمان از در دیگر خارج می شود. خب، وقتی ایمان آدمیزاد به هنگام تنگدستی فرار را بر قرار ترجیح می دهد چه جای شعر وشاعری؟استاد شفیعی کدکنی شعری دارد که همایون شجریان با صدای دل نشینش آن را در آلبوم " آب نان آواز" خوانده. اگرچه شنیدن تصنیف و آواز هم در روزگار ما نیاز به شکمی سیر و حال و روزی خوش دارد اما اگر این اثر موسیقایی را بشنوید شاید پاسخ سئوالی را که در ابتدا طرح شد بهتر در یابید. دست به نقد شعرش را بخوانید تا بعد: 
کمترین تحریری از یک آرزو این است
آدمی را آب و نانی باید و آنگاه اوازی
در قناری ها نگه کن در قفس تا نیک در یابی
کزچه در آن تنگناهاشان باز شادی های شیرین است
کمترین تحریری از یک زندگانی
آب، نان، آواز
ور فزون تر خواهی از آن گاه گه پرواز
ور فزون تر خواهی از آن شادی آغاز
ور فزون ترباز هم خواهی  بگویم باز
آن چنان بر ما به نان و آب این جا تنگسالی گشت
که کسی به فکر آوازی نباشد
اگر آوازی نباشد شوق پروازی نخواهد بود
آب، نان ، آواز
ور فزون تر باز هم خواهی بگویم باز...


Header