Header Header
۱۱ تير ۱۳۹۴ - ۰۹:۰۹
كدخبر: ۶۳۲۷۵
پاسخ به سوالاتي درباره زندگي امام حسن(ع)‌در گفت‌وگو با «سيدمهدي طباطبايي»
سيدمهدي طباطبايي
شهادت امام دوم شيعيان امام حسن(ع) نزديك است. كسي كه بسيار مظلوم زيست و مظلوم شهيد و مظلوم ماندگار شد. درباره اين امام همام سوالات فراواني مطرح مي‌شود.متاسفانه در دستگاه معاويه برخي مخالفان به اهل‌بيت‌(ع) شبهاتي را به امام نسبت داده‌اند كه نه تنها با معصوميت آن حضرت در منافات است بلكه اهانت به شخصيت اين امام بزرگ نيز محسوب مي‌شود. اين شبهات و شايعات بدون سند، سوالاتي را در ذهن مردم به وجود مي‌آورد كه شايد فرصت جست‌وجو براي رسيدن به پاسخ صحيح را نداشته باشند. ما بعضي از اين سوالات را در گفت‌وگو با «سيدمهدي طباطبايي» كارشناس مذهبي مطرح كرديم و به پاسخ‌هاي خوبي رسيديم. شايد جواب سوال شما نيز در اين گفت‌وگو باشد! 



به نظر مي‌رسد مظلوميت امام حسن(ع) خيلي بيشتر از حضرت امير(ع) و امام حسين(ع) است. وقتي براي امام حسين(ع) در ماه‌هاي محرم و صفر مراسم‌هاي متعددي گرفته مي‌شود و براي حضرت علي(ع) در ماه رمضان عزاداري برگزار مي‌شود ولي براي شهادت امام حسن(ع) مراسم بزرگي گرفته نمي‌شود، اين حس شدت بيشتري مي‌گيرد... 

براي سبط پيامبر(ص)، حسن و حسين(ع) در اكثر فضائل و مناقب اين دو بزرگوار، الحسن و الحسين آمده است. يعني نقل شده است كه هميشه از اين دو امام بزرگوار با هم ياد شده است. حتي دعاي اين دو بزرگوار هر دو در يك روز و در روز دوشنبه است. در نظر رسول اكرم(ص) هميشه توجه خاصي به امام حسين(ع) وجود داشت و گاهي هم كه سخن از امام حسن(ع) مي‌شد، به عنوان يك مظلوم از او ياد مي‌شد. جمله معروفي حضرت رسول(ص) دارد درباره امام حسن(ع) كه هر كس دوست دارد به من نگاه كند پس به اين نوجوان(اشاره به امام حسن(ع)) نگاه كند. زندگي امام حسن(ع) خيلي قرآني بود. گفته شده است كه روح قرآني آن حضرت در چهار سالگي نمودار شد. بسياري آيات كه بر پيامبر(ص) نازل مي‌شد، امام حسن مجتبي غالبا از مستمعين بود و آيه را مي‌شنيد و دقيقا حفظ مي‌كرد. جالب اين است كه به خانه مي‌آمد و براي مادرش فاطمه زهرا(س) آن آيه را مي‌خواند. حضرت زهرا هميشه به خاطر اين كار او را تشويق مي‌كرد و گاهي به او مي‌گفت برايش قرآن بخواند. حضرت رسول در جايي با اشاره به امام حسن و امام حسين(ع) فرمودند خدايا من اين دو را دوست دارم، دوست بدار كسي را كه حسن و حسين را دوست دارد. سرتاسر تاريخ زندگي امام حسن(ع) قابل بحث و بررسي است. تازماني كه پيغمبر زنده بودند چندسالي در خدمت پيغمبر بود، در عصر ابوبكر نيز همراه پدر بود و مدتي هم در عصر عمر و عثمان در كنار پدرش بود. همينطور كه از نظر جسمي و روحي بزرگ مي‌شد در خدمت اميرالمومنين به مسائل سياسي، اخلاقي، اسلامي و قرآني مي‌پرداخت. بعد از عثمان كه مردم به سمت حضرت آمدند در آن زمان امام حسن (ع) در كنار حضرت امير (ع) بود و در جنگ‌هاي جمل و صفين و... در كنار پدر مي‌جنگيد. 

دستگاه شايعه‌سازي معاويه براي تخريب حضرت امام حسن(ع) خيلي فعال بوده حتي جايي نقل كرده‌اند و به عبارتي شبهه وارد كرده‌اند كه امام حسن(ع) با سياست‌هاي جنگي امام علي(ع) موافق نبوده؟ 

اصلا صحيح نيست. به قدري امام حسن مجتبي مطيع پدر بود كه غالبا تعجب مي‌كردند با اين قدرت و توان چرا هنوز تسليم پدر است. يكي از مشكلاتي كه براي امام حسن(ع) پيش مي‌آمد اين بود كه بعضي همسرانش نسبت به اميرالمومنين برخورد بدي داشتند و به حضرت اهانت مي‌كردند. امام حسن(ع) هم خيلي ناراحت مي‌شد و در مقابل‌شان جبهه مي‌گرفت. تا جايي‌كه اميرالمومنين‌(ع) مي‌گفت اينچنين جبهه نگير. امام حسن (ع) خيلي با پدرش همراه بود. اصلا شهادت و مظلوميت امام حسن (ع) در كثرت حمايتش از مكتب علي(ع) بوده. 

در مناقب شافعي به تفصيل شرح داده مي‌شود كه امام حسن (ع) دائم حرمت پدر را نگه مي‌داشت. 

بني‌اميه براي تحريفات تاريخ صدر اسلام بسيار تلاش كرده تا جايي که سعي مي‌كند شبهات بسياري را به رابطه امام علي(ع) و امام حسن (ع)شكل دهد كه يكي از آنها ماجراي قتل عثمان است؟ 

اين حرف‌ها همان زمان هم زده مي‌شد. در آن زمان مردم خيلي به سمت خانه عثمان حمله‌ور مي‌شدند و اصلا خودشان عثمان را كشتند. حضرت مجتبي (ع) و امام حسين (ع) مدام مداخله مي‌كردند تا مردم عثمان را نكشند. اگر اين دو بزرگوار نبودند قطعا مردم عثمان را همان روز اول كشته بودند. اين دو نفر با هم براي عثمان غذا مي‌بردند و از او مراقبت مي‌كردند. در آن زمان مدام امام حسن (ع) مي‌فرمود كه پدرم علي (ع) ما را فرستاده. مدام حضرت تاكيد مي‌كرد كه امر پدر بود كه ما از عثمان حمايت كرديم و در واقع مي‌خواست بگويد علي(ع) موافق با كار آنها بوده است. 

برخي مخالفان حضرت در شايعه‌اي براي مخالفت امام حسن (ع) با سياست‌هاي جنگي حضرت امير(ع) استناد كرده بودند به صلح امام حسن(ع) با معاويه در زمان به خلافت رسيدن. يعني چون حضرت از جنگ خوشش نمي‌آمده صلح را پذيرفته. 

كلا مردم از دوران جنگ اميرالمومنين با مسلماناني كه با حضرت از زمان معاويه جنگ داشتند و قبل از آن براي ابوبكر و عمر،خيلي سرد شده بودند، امام حسن فهميده بود كه مردم ديگر از جنگ خسته شده‌اند و نمي‌توانند لشكركشي كنند. با وجود اين صلح و اينكه در مدت زمان ۱۰ ساله‌اي كه صلح برقرار بود و امام توانسته بود لشكري جمع كند، اما امام حسين(ع) در كربلا تنها ماند و مردم براي كمك به او نرفتند. مردم نامه مي‌دادند به معاويه كه اگر بخواهد، حسن بن‌علي را به او تسليم مي‌كنند و پول مي‌گيرند. آنقدر مردم آن دوران پول پرست شده بودند كه دست به چنين كارهايي مي‌زدند. مردم در دوران عمر به خاطر غنائم جنگي، پول‌هاي زيادي به دست آورده بودند و مدام دلشان مي‌خواست پول بگيرند. در زمان امام علي(ع) جنگي نبود كه مردم بخواهند از آن غنائمي به دست آورند براي همين از اين نوع جنگ خسته شده بودند. جنگ‌هايي كه در زمان حضرت امير رخ مي‌داد، جنگ با مسلمان‌هايي بود كه عليه اميرالمومنين قيام كرده بودند. امام حسن(ع) اگر بعد از شهادت حضرت امير، ياوري داشت حتما به جنگ با معاويه مي‌رفت ولي نمي‌توانست با آن جمعيت كم به جنگ برود. وقتي حضرت اميربه شهادت رسيدند، امام حسن(ع) موضوع جنگ و صلح را مطرح كرد كه مردم به او گفتند كمكش نخواهند كرد براي همين حضرت ناچار به صلح شد. درو اقع حضرت براي حفظ مسلمين تن به چنين كاري داد. بعد از چند سال وقتي فهميد صلحي در كار نيست، به شهادت تن داد تا به وسيله شهادتش بتواند دشمن را سركوب كند. در مظلوميت حضرت همين بس كه بعضي از كساني كه كنارش بودند مخالف صلح بودند و بعد از مدتي به ايشان مي‌گفتند تو كسي هستي كه مسلمانان را به ذلت انداختي براي اينكه صلح كردي! 

اما در بعضي اقوال آمده كه حضرت سپاهي داشتند كه مي‌توانستند در مقابل معاويه بايستند! 

ما در احاديث شيعي چنين چيزي نداريم. اتفاقا حضرت يكي از علل عدم قيام را كم بودن يارانش معرفي كرده. 

شرايطي كه حضرت براي صلح در نظر گرفتند چه چيزهايي بود؟ 

شرايط اينها بودند؛ معاويه طبق كتاب خدا و سنت پيامبر و خلفاي صالح عمل كند. معاويه نمي‌تواند براي خود جانشيني انتخاب كند و اين كار را بايد به شورا واگذار كند. براي همگان در هر جايي امنيت وجود خواهد داشت. معاويه آشكارا يا نهان حسن يا هيچ كدام از ياران او را مورد ارعاب قرار نخواهد داد. 

شبهه ديگر اين است كه حضرت علي‌(ع) در لحظات آخر عمرشان، امام حسن‌(ع) را به عنوان ولي بعد از خودش معرفي نفرمودند و مردم بعد از شهادت حضرت، خودشان براي بيعت سراغ امام حسن(ع) رفتند؟ 

پيغمبر قبلا گفته بودند كه الحسن و الحسين امامان. اما جو جامعه اجازه نمي‌داد كه حضرت امير چنين كاري انجام دهد. بعد از صفين علي(ع)‌ با معاويه صلح كرده بود و اگر ولي بعد از خودش را معرفي مي‌كرد رسما امام حسن(ع) را مي‌كشتند لذا فقط اعلام كرد كه امام بعد از من امام حسن(ع) است. يعني در باب حكومت نمي‌توانست اين معرفي را انجام دهد. وقتي هم معاويه در زمان صلح فهميد كه امام حسن (ع) مي‌خواهد عليه او كاري انجام دهد، با زهر او را به شهادت رساند. 

چرا حضرت در حال جمع‌آوري نيرو بودند؟ 

براي بررسي اوضاع و احوال مردم بود تا زمينه را بسنجد و بفهمد چه كسي مي‌خواهد جنگ كند و چه كسي نمي‌خواهد. 

زماني كه حضرت امير خانه‌نشيني را انتخاب كردند و حكومت را به ابوبكر و عمر و عثمان سپردند، اما در كارهاي حكومت گاهي به خلفا مشورت مي‌دادند. حضرت امام حسن(ع) هم در زمان صلح با معاويه چنين بودند؟ يعني در كارهاي حكومت به معاويه مشورت مي‌دادند؟ 

نه اصلا. فاصله اين دو خيلي زياد شده بود. معاويه اعتنايي به امام حسن(ع) نمي‌كرد اما جاسوسان زيادي داشت كه مراقب امام باشند اما مشورتي در اين ميان رخ نمي‌داد. 

روابط امام و معاويه به چه صورتي بود؟ 

معاويه مشغول حكومتش بود و امام حسن(ع)‌ همچون عالم زبردست فهميده كه در حال كار علمي و تربيت اجتماعي از طريق كشاورزي ارتزاق مي‌كرد. اما در اين ميان مردم را هم كم‌كم به شريعت علوي دعوت مي‌كرد. 

چرا در بعضي جاها چنين شايعه‌سازي شده كه امام حسن(ع) چندين زن طلاق داده؟ اين هم يكي از دلايل مظلوميت اين امام است... 

اين كار براي اين بود كه مي‌خواستند حضرت را مورد سرزنش قرار دهند براي همين او را كثير المطلاق مي‌خواندند. يعني مردي كه فراوان زن طلاق مي‌دهد. حضرت ۴-۵ همسر داشت كه اكثرا هم چون خويشاوندان معاويه بودند با حضرت امير خوب نبودند و مدام به آن حضرت اهانت مي‌كردند براي همين امام حسن(ع) خيلي از آنها فاصله مي‌گرفت. ولي معمولا اينجور بود كه مي‌خواست درگيري به وجود نيايد. 

يعني براي همين بود كه در مقابل اين افسانه ايستادگي نكرد؟ 

بله. در واقع نمي‌خواست آشوبي به پا شود. 


Header