Header Header
۰۲ تير ۱۳۹۳ - ۰۷:۲۲
كدخبر: ۷۳۹۸۳
محمد پناهی فرد
محمد پناهی فرد- جام جهاني بيستم مي تواند يک جام جهاني ويژه و تاثيرگذار براي فوتبال ايران باشد، و شايد فراتر از اين اصل، که قطعا مي تواند تاثيراتي به مراتب بيشتر از فوتبال را در خود جاي دهد. وقتي شکست...، بله وقتي شکست مقابل آرژانتين ساعت خواب را به بيداري تبديل مي کند و جوانان اين مرز و بوم را براي يک نمايش تحسين برانگيز به خيابان ها سوق مي دهد تا ابراز احساسات کنند، فوتبال را فراتر از يک پديده معمولي جلوه مي دهد. بله، اين خاصيت فوتبال است که ورزش هاي ديگر از آن بي بهره اند، حتي اگر اين غيرفوتبالي ها نتايج فوق تاريخي، جهاني و المپيکي رقم بزنند. واليبال، کشتي فرنگي و کشتي آزاد و نتايج تاريخي شان در دو سه سال اخير هرگز از يادها نمي رود اما تا الان نتوانسته،  تاثيراتش به اندازه فوتبال اين چنين فزاينده در جامعه نفوذ داشته باشد. نقدي به اين نتايج درخشان و اين رشته هاي دوست داشتني نيست و هرکدامشان افتخاري ارزشمند براي ايران عزيز است اما آن چه واقعيت دارد اين است که فوتبال قلب ها را به گونه اي ديگر تسخير کرده است، با همه خوبي ها و مخصوصا با همه بدي هايش همان پول دوستي هاي ميلياردي بازيکنان و فسادهاي مالي و... که نه با عدالت سازگار است و نه تحملش براي همه ساده. در عين حال فوتبال نشان داده يک پديده فوق ورزشي و اجتماعي است و حتي سياسي، فرهنگي و اقتصادي. جدا از اين واقعيت غيرقابل انکار بازي با آرژانتين واقعيت هاي ديگري را عيان ساخت که بيش از هميشه خلاقيت ها و استعدادهاي ناب ايراني را به نمايش گذاشت. اعتماد به نفس، مقاومت و ايستادگي در برابر ستاره هايي که هم گرانقيمت هستند و هم در بهترين ليگ هاي جهان بازي مي کنند، آن قدر باارزش هست که رسانه هاي دنيا به طور فزاينده با تحليل و يادداشت هاي خود به آن مي پردازند و حتي کنايه اي هم به داور اين بازي که يک پنالتي مسلم را براي فوتبال ايران نگرفت، مي زنند. افتخارآفريني جوانان اين مرز و بوم در تمامي عرصه هاي بين المللي زبانزد است اما هرگز نتوانسته نقش پررنگي همچون فوتبال داشته باشد و جهانيان را اين چنين به تسخير درآورد. پس بايد با نگاه ويژه تري نسبت به اين پديده نگريست. در اين ميان اما نبايد فراموش کرد حضور و ارائه چنين نمايش تحسين برانگيزي در ويژه ترين ويترين فوتبالي جهان، سال ها فوتبال ايران را بيمه خواهد کرد. چنين اتفاق بزرگي بعد از جام جهاني 1998 رخ داد. سال هايي که فوتبال ايران با علي دايي، مهدي مهدوي کيا، رحمان رضايي، خداداد عزيزي و چند بازيکن ديگر در ليگ هاي معتبر اروپايي قد علم کرد. ايران در جام جهاني 2006 آلمان هم حضور داشت اما فقط حضور داشت، حضوري که هيچ کس را به وجد نياورد و نمايش هاي ضعيفش در اين تورنمنت بزرگ کلي حاشيه را به فوتبال ايران تزريق کرد که نتيجه اش تعليق باورنکردني از سوي فيفا بود. فوتبال ايران اکنون با دو نمايش حيرت انگيز در جام بيستم نگاه ها را تا به آنجا سوق داده که حتي صعود به مرحله بعد رقابت ها را ممکن کرده است. چنين اتفاق بزرگي اگر چهارشنبه شب مقابل بوسني رخ دهد آن وقت بايد شاهد تاثيرات فوق انتظاري از پديده فوتبال براي کشور عزيزمان باشيم. البته نبايد فراموش کرد اکثر اين اتفاق هاي خوب ماحصل يک درايت حرفه اي است که در راس فني آن کارلوس کي روش سرمربي پرتغالي تيم ملي قرار دارد که هوش و ذکاوت اين مربي هرگز براي رسيدن به اين مهم قابل انکار نيست. اما اين خود مي تواند داراي يک اشکال بزرگ باشد. بر کسي پوشيده نيست که حفظ چنين مربي بزرگي با مبلغ قرارداد آن چناني مشکلاتي را به وجود آورده است. اين طور به نظر مي رسد بازي با بوسني (در صورت عدم صعود) آخرين حضور اين مربي روي نيمکت تيم ملي ايران است که دليل اصلي عدم تمديد با اين مربي، دستمزد بالايي است که فدراسيون فوتبال و بالطبع دولت را با چالش روبرو کرده است. از طرفي از دست دادن چنين مربي مي تواند پيامد ناخوشايندي را به همراه داشته باشد. از اين رو فوتبال ايران ناخودآگاه درگير يک برنامه ريزي کوتاه مدتي شده که با رفتن کي روش هر اتفاقي را به دنبال خواهد داشت. تزريق پول هاي ميلياردي بي حساب و کتاب و بي حسابرسي و مديريت هاي هزينه که اکثرا با بدهي هاي عجيب و غريبي همراه بوده، فسادهايي که حالا ديگر کاملا علني شده است ، شرايطي را براي فوتبال ايران به وجود آورده که مسئولان فقط به برنامه ريزي کوتاه مدت روي آورده اند. ورود به برنامه ريزي بلند مدت زماني موفقيت آميز خواهد بود که شرايطي همچون واليبال و بسکتبال در فوتبال نيز حاکم شود. برنامه اي که حتي با خروج ولاسکوي بزرگ شاهد اين هستيم که واليبال حتي با "کواچ" هم مي تواند برزيل افسانه اي را شکست دهد و 7 امتياز باارزش کسب کند. شما چنين شرايطي را براي فوتبال تصور کنيد، آن وقت شاهد اتفاقات بزرگ تري از اين پديده اعجاب آور خواهيد بود.

Header