Header Header
۰۷ تير ۱۳۹۴ - ۰۵:۵۰
كدخبر: ۷۴۳۴۱
سيد محمد حسيني بهشتي
دکتر سید محمد حسینی بهشتی- … ما امروز بيش از هر چيز به ثبات احتياج داريم. هر كاري كه در محيط اجتماعي ما بي‌ثباتي و تشنج‌هاي ضد ثبات به وجود آورد، به حال انقلاب مضر است؛ به حال مردم ما مضر است. عاشقان اسلام و انقلاب بايد در راه ثبات كوشش كنند. اگر آدم بي‌برنامه باشد، اگر نيروها بدون تشكيل باشند، اگر برنامه‌ريزي و رهبري مناسبي نباشد، حوادث مي‌آيند ما را اين طرف و آن طرف مي‌برند، در حالي كه شأن انسان‌، اين نيست؛ شأن انسان اين است كه او مسلط بر حوادث باشد. قرآن به ما مي‌گويد: اي انسان!‌تو سازنده‌ي تاريخ و آينده هستي، تو حتي قيامتت را هم خودت مي‌سازي، حتي بهشت و دوزخ به دست تو ساخته مي‌شود.

ضرورت تشكل

ما بايد نيروهايمان متشكل باشد. ما بايد سازماندهي داشته باشيم. در برابر عوامل نيرنگ و تشنج و تفرقه ما راهي را برويم كه ضد تشنج باشد، ضد تفرقه باشد. ما به سمت وحدت برويم، ما برويم به سمت ثبات و آرامش لازم؛ البته اين كار مي‌برد، فكر مي‌برد، برنامه‌ريزي مي‌خواهد، سازماندهي مي‌خواهد، رهبري مي‌خواهد.

درست امروز با دومين سالگرد تأسيس حزب جمهوري اسلامي هم مقارن است. ما از روزي كه انقلابمان پيروز شد، اين دغدغه را داشتيم. ما پيش از پيروزي انقلاب هم اين دغدغه را داشتيم و به خاطر همين دغدغه است كه از پيش به فكر يك تشكيلات اسلامي بوديم و مدت‌ها بود در صدد سازماندهي آن بوديم و وقتي به تاخير مي‌افتاد احساس نگراني مي‌كرديم. همان‌طور كه مي‌دانيد، غير از تشكل‌هاي كوچك ديگر، اولين تشكل اسلامي كه ماها در آن حضور داشتيم، هيأت‌هاي مؤتلفه‌ي اسلامي بود كه فعال‌ترين گروه سياسي و نظامي مخفي سال‌هاي 1341 به بعد بود. در همان موقع همين مردم، جوان‌هاي ما از قشرهاي مختلف درك مي‌كردند كه بايد تشكل داشت و الا حوادث مي‌آيد و بر ما مسلط مي‌شود. اگر آدم بي‌برنامه باشد، اگر نيروها بدون تشكل باشند، اگر برنامه‌ريزي و رهبري مناسبي نباشد، حوادث مي‌آيند ما را اين طرف و آن طرف مي‌برند؛ در حالي كه شأن انسان‌ اين نيست. شأن انسان اين است كه او مسلط بر حوادث باشد.

… با سازماندهي است كه مي‌شود بهتر رهبري كرد. ما كه يك مقام رهبري در كل جامعه داريم كه همان ولايت فقيه است كه در قانون اساسي هم آمده؛ ولي وقتي رهبري ولايت فقيه تصميم مي‌گيرد، آيا با بي‌سازماني بهتر مي‌شود آن تصميم‌ها را اجرا كرد يا با داشتن سازمان و تشكل؟ جواب خيلي روشن است كه وقتي مي‌خواهيم همان نقطه‌نظرهاي كلي رهبري و خطوط كلي را كه رهبري ترسيم مي‌كند يا تصميمات جزيي حساس فوري و فوتي را كه در يك مواقع حساس مي‌گيرد و اعلام مي‌كند اجرا كنيم، غير از حمايت عمومي و پشتوانه‌ي عمومي، يك سيستم اجرايي لازم دارد. بايد مقابله كرد با حوادث و براي اين كار سخت نيازمنديم به متشكل بودن؛ منتها تشكل دو جور است؛(برادرها و خواهرها روي اين نكته خيلي دقت كنيد). يك جور آن ضد خدا و ضد اسلام است و يك جور آن خدايي و اسلامي است. ما اينجا بايد چشم و گوش‌هايمان را باز كنيم.

تشكل ضد اسلام

تشكل ضد خدا و ضد اسلام، آن تشكلي است كه با دو نفر يا سه نفر يا ده نفر يا هزار نفر يا 500 هزار نفر يا 2 ميليون نفر يا 5 ميليون نفر دور هم جمع بشوند بگويند فقط ما، آدم خوب كجا پيدا مي‌شود؟ البته در داخل ما!‌ بيرون چطور؟ خبري نيست! آقا انديشه‌ي خوب كجا پيدا مي‌شود؟ اگر مي‌خواهي سراغ آن را بگيري بيا همين جا دور و بر ما ! آن طرف‌تر چطور؟ نه ديگر، بيرون ما خبري نيست!‌ برنامه‌ريزي خوب كجا پيدا مي‌شود؟ فقط ما ! اخلاص در نيت كجا پيدا مي‌شود؟ البته در جمع ما ! بيرون جمع شما چطور؟ آنها همه شيطاني و اهريمني است. حال مي‌خواهد مال يك فرد باشد يا مال يك تشكيلات. تشكل انحصار طلب و انحصار انديش از جانب هر فرد و هر گروه و هر جمع باشد، شيطاني از آب در مي‌آيد. معناي طاغوت همين است كه طاغوت مي‌گويد من ! غير از هيچ چيز! آن وقت در برابر حق و در برابر خلق كارش به طغيان كشيده مي‌شود، سركش مي‌شود. ابليس همين را مي‌گفت. حال اگر جمع هم همين را بگويد، يك حزب بگويد، يك سازمان بگويد، بگويد فقط من! اين راهش به دوزخ است. اين راهش به زندگي شيطاني است. خوب اين تشكل باطلي است، هر قدر، تشكل در اين زمينه قوي‌تر باشد، باطل قوي شده؛

تشكل حق

تشكل حق كدام است؟ تشكل الهي كدام است؟ تشكل الهي آن است كه نيروهاي مؤمن به خدا، نيروهاي مؤمن به ارزش‌هاي عالمي الهي و انساني، بگويند ما متشكل مي‌شويم تا در حد توانمان از اين ارزش‌ها دفاع كنيم و صاحبان اين ارزش‌ها در نظر ما محترم و معتبرند؛ هر جا كه باشند، خواه داخل تشكيلات ما باشند، خواه خارج تشكيلات ما؛ اين مي‌شود تشكل الهي. آن اولي حزب الشيطان مي‌شود، اين حزب‌الله مي‌شود.

تحزب ارزشي عالي

… بي‌حركتي مرگ است، حركت بايد داشت، اما از مجراي صحيح آن. ما براي همين منظور دست به تشكيل يك حزب اسلامي زديم؛ حالا گو اينكه تا قبل از اينكه ما حزب تأسيس كنيم، تحزب ارزشي عالي بود؛ به محض ايكه حزب جمهوري اسلامي تشكيل شد، حالا ديگر اصلا تحزب هم ضد ارزش شده! خيلي واقعا منطق عالي است!‌ يك بام و دو هوا، ‌تشكل شده ضد ارزش! ‌مقالاتي نوشته مي‌شود عليه اصل تحزب، سخنراني‌هايي مي‌شود بر ضد اصل تشكل؛ آقا تشكل وحدت امام و امت را بر هم مي‌زند! وحدت امت را بر هم مي‌زند! تفرقه ايجاد مي‌كند! آن وقت بي‌تشكلي وحدت به وجود مي‌آورد؟ پس اين همه سال‌ها از زبان علي(ع) مي‌گفتيد: «و نظم امركم و نظم امركم» چي بود؟ كهنه شد اينها؟ مسأله‌ها همان مطلب اول است، آن تحزبي كه مي‌گويد من و غير من هيچ، بله اين ضد وحدت است، اين عامل تفرقه است، اما اگر تحزب و تجمع، پاسدار آن ارزش‌ها هستم و از آنها نگهباني مي‌كنم، نه از خودمان.

انقلاب ارزش‌ها

يكي از مصيبت‌هاي اين زمان ما اين است كه اشخاصي دارند كم كم جانشين ارزش‌ها مي‌شوند؛ اين خطرناك است؛ انقلاب ما انقلاب ارزش‌هاست. من مكرر در رابطه با خودم و دوستانم عرض كرده‌ام، دوستان عزيز ولو 10 نفر، 100 نفر، 1 ميليون نفر ما را به جاي ارزش‌ها بنشانند، عكس مسأله است؛ تعليم اسلام و تعليم مولا اين است كه تو ارزش‌ها را بشناس و اشخاص را با ارزش‌ها بسنج؛ بحث‌ها بايد بر محور ارزش‌ها باشد، حمايت‌ها بايد از ارزش‌ها باشد، درود بايد بر ارزش‌ها باشد، درود بر شهيدان، اين مي‌شود درود بر يك ارزش، درود بر انسان‌هاي مخلص حمايت از يك ارزش مي‌شود، درود بر كساني كه از بام تا شام مخلصانه براي مردم در راه رضاي خدا زحمت مي‌كشند، اين مي‌شود درود بر يك ارزش. ما بايد ارزش‌ها را بشناسيم؛ البته اشخاص را هم بايد بشناسيم در اين شكي نيست، اما اول ارزش‌ها، بعد اشخاص، نه اول اشخاص بعد ارزش‌ها. انسان‌ها را با محك حق عيار زنيد و بشناسيد، معيارها بايد مطرح باشد. مبادا انقلاب ما به بيراهه كشانده شود، مبادا حركت شما مردم عزيز با ايمان دچار كجروي بشود؛

بايدهاي حزب

به همين دليل بود كه ما در حزب جمهوري اسلامي تلاش مي‌كرديم تا هر چه زودتر ارزش‌ها را به صورت تفصيلي‌تر(ارزش‌ها را به صورت فشرده همان اول در مرامنامه آورده بوديم) و در يك مجموعه گردآوري و منتشر كنيم. و اينك در روزنامه‌ي جمهوري اسلامي مواضع تفصيلي حزب جمهوري اسلامي منتشر مي‌شود؛ هدف ما از انتشار اين مواضع چند چيز است.

همه‌ي مردم رابطه‌شان را با اين تشكيلات اسلامي بر اساس اين ارزش‌ها تنظيم كنند. كساني كه اين ارزش‌ها را قبول ندارند، نگويند حزب را قبول نداريم! ‌صاف و پوست كنده بگويند ما اين ارزش‌ها را قبول نداريم.…

يكي از كارها و بحث‌هايي كه ما در اين نوشته كرده‌ايم(كه در روزنامه‌ي جمهوري اسلامي هم منتشر مي‌شود) مواضع ماست در رابطه با گروه‌ها كه ما آنجا نظرمان را مشخص گفته‌ايم. …

به هر حال اين نقطه‌ نظرها مشخص شده كه اميدواريم به ياري خداوند بتوانيم نقطه نظرهايي كه روشن و قابل قبول براي همه‌مان است، دنبال كنيم و آنها كه در خور انتقاد است، برادرانه انتقاد كنيم و اصلاحش كنيم؛ اما سرگرداني و حيراني، ركود و توقف، دشمن انقلاب است و ما با هر گونه سرگرداني حيرت و بي‌تفاوتي كه بخواهد در امت به پا خاسته‌ي ما رخنه كند، شديدا مخالف بوده، بايد تلاش كنيم كه اين بيماري خطرناك به جامعه‌ي ما نفوذ نكند.

چكيده‌اي از سخنراني شهيد آيت‌الله دكتر سيد محمد حسيني بهشتي در مسجد نارمك در تاريخ 10/12/1359


Header