Header Header
۰۵ تير ۱۳۹۴ - ۱۵:۴۱
كدخبر: ۷۵۰۰۳
حضرت آيت ا... صافي گلپايگاني در نوشتاري به مناسبت سالروز رحلت حضرت خديجه(س) تاکيد کرد:
لطف ا... صافي گلپايگاني
آیت ا... لطف ا... صافي گلپايگاني-  حضرت خديجه(س) در پذيرفتن اسلام، هيچ گونه ترديدي نکرد؛ و از همان قدم اوّل، يار و مددکار پيامبر(ص) شد و ثروت و اموال خود را در اختيار ايشان قرار داد. به گزارش خبرگزاري رسا، آنچه در پي مي آيد نوشتاري از حضرت آيت ا... صافي گلپايگاني است که به مناسبت سالروز رحلت آن بانوي بزرگ اسلام نگاشته شده و به بيان عظمت شخصيت حضرت خديجه عليها السلام پرداخته است: حضرت خديجه عليها السلام نمونه برجسته کمال، نبوغ، فهم و بينش بود که همانند آن را در ميان مردان و زنان، کمتر مي توان يافت، و عفّت، نجابت، طهارت، سخاوت، حسن معاشرت، صميميّت، مهر و وفا از جمله صفات برجسته او بود.

سيده نساء قريش

در جاهليّت، خديجه را طاهره و سيّده نساء قريش مي خواندند و در اسلام، يکي از چهار بانويي که بر همه بانوان بهشت فضيلت و برتري دارند، شناخته شد و جز دختر ارجمند و عزيزش، هيچ بانويي اين مقام و فضيلت را نيافت. او براي رسول خدا صلّي ا... عليه وآله وسلّم نعمتي بزرگ، و رحمتي از رحمات واسعه خداوند متعال بود. براي مرد، به ويژه مردي که بيرون خانه و در اجتماع به فعاليّت هاي بزرگ مشغول است و مقاصد عظيم داشته باشد و عهده دار پيکار و جهاد و مورد يورش مخالفان و هجوم دشمنان باشد، بهترين آرامش دهنده قلب و روح و نگهبان پايداري و استقامت و رفع کننده خستگي و ناراحتي، همسر هوشيار، خردمند، مهربان و دلسوز است.

اگر مردي در خارج از خانه با دشمنان گرم پيکار و به حمله هاي وحشيانه، استهزاء، سرزنش و اذيّت و آزار مردم گرفتار شود و در منزل نيز با همسري نادان و بدخو و ترسو، ضعيف و شماتت گر، روبه رو شود که او را از کار و هدف وي و پيمودن راهي که مدّ نظر اوست باز دارد و او را سرزنش کند و به ترک دعوا و تسليم شدن به دشمنان وادار کند، از اينکه هر روز شوهرش مورد شتم و استهزاي جاهلان قرار مي گيرد، خسته و ناخوشايند باشد و در پي حلّ مشکلات همسر خويش برنيايد، بي شک مشکلات و دشواري هاي آن مرد، دو چندان خواهد شد. پيامبر اسلام صلّي ا... عليه وآله وسلّم آورنده بزرگ ترين رسالت آسماني، از طرف خدا مأمور بود که با خرافات و مظاهر شرک و بت پرستي و ستمگري و محروميّت توده هاي ضعيف و فقر و جهل و ناداني، فساد و فحشا و آنچه رذايل بود، مبارزه و با گردنکشان، مشرکان و بت پرستانِ متعصّب، رؤساي قبايل و سران استثمار، با عادات و اديان باطل و تعصّبات کورکورانه جهاد کند. مشرکان، همه توان و قدرت خويش از جمله: مبارزان پيلتن و مردافکن، شعراي دشنام ده و ناسزاگو، اراذل و اوباش، زن و مرد، خويش و بيگانه، را براي مبارزه با اهداف آن حضرت بسيج کردند؛ و تا آنجا که مي توانستند او و چند تن از يارانش را اذيّت کردند؛ مي زدند؛ رنج مي دادند، ناسزا مي گفتند؛ سر راهش را با خار و خاشاک مي بستند؛ در حال نماز و پرستش به او توهين و روابط خود را با او ويارانش قطع کردند. طعام و خواربار را در اختيار او و کسان و پيروانش قرار نمي دادند و در کل، محيط خارج، عليه پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم به پيکار و نبرد برخاسته بود و همه مشرکان با دعوت و رسالتش مخالفت مي کردند. با وجود اين همه دشمن، و موانع و مشکلات، اگر در ميان همه اين دشمنان، پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم هر روز وقتي به خانه مي آمد، با چهره گرفته و معترض همسرش، آن هم همسري که سيّده زنان قريش و داراي آن شخصيّت و صاحب آن همه ثروت و مکنت بود، روبه رو مي شد که از راه دلسوزي و ترحّم يا اعتراض، از او مي خواست تا از دعوت خويش دست بردارد و خود را مورد اين همه اهانت و استهزاء قرار ندهد، در چه وضع عجيب و دشواري قرار مي گرفت؟! اگر آن همسر محترم که ثروت کم نظير خودش را در اختيار شوهر قرار داده بود تا در راه خدا و دستگيري از فقيران انفاق کند، پيشنهاد مي داد که مناسب است با قوم و قبيله ات که حاضرند تو را امير و پادشاه خود قرار دهند، سازش کني؛ و با دين و روش آنها کاري نداشته باشي و زندگي آرام و راحت ما را به يک زندگي سرشار از حادثه و نگراني تبديل نکني، پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم چگونه او را قانع مي کرد و چه کسي توانايي مرهم گذاشتن بر جراحات روح و جسم آن حضرت را داشت؟ بي شک در چنين حالتي سراسر زندگي پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم در داخل و خارج خانه با فشار و مانع و سختي روبه رو مي شد. ولي لطف خدا دريچه هاي قلب خديجه را چنان به سوي درک حقّانيّت دعوت اسلام باز کرد و آن چنان دلش را نوراني و سرشار از معرفت و حکمت کرده بود که هرگز پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم با چنان منظره اسفناک، در داخل خانه روبه رو نشد. دکتر «بنت الشّاطي» مي گويد: «آيا همسري غير از خديجه اين استعداد را دارا بود که دعوت تاريخي شوهرش را وقتي از غار حرا آمد، با ايمان قوي و آغوش باز و مهر و عطوفت استقبال کند، بي آن که در راستي او و اينکه خداوند او را تنها نخواهد گذاشت، شکّي در دل راه بدهد؟ آيا جز خديجه، هيچ بانوي ثروتمندي که در ناز و نعمت و آسايش و احترام زيسته، مي توانست با کمال رضايت و خرسندي از زندگي اشرافي، اموال بسيار و عزّت و توانگري چشم بپوشد؛ تا در دشوار ترين لحظات زندگي کنار همسرش بايستد و او را در بلايا و مشکلات موجود در راه تحقّق هدفي که به حقّانيّت آن ايمان داشت، ياري کند؛ حاشا و کلّا! فقط خديجه چنين بود و زنان ديگر چون او نيستند، مگر آنکه در طبقه و رتبه او باشند.» خداوند به جاي شهر مکّه، مردم مکّه و مهر و محبّت آنها و استقبال آن ها از دعوت به توحيد، خديجه را به پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم عطا کرد، و او هنگامي که حضرت به خانه مي آمد، به استقبال وي مي شتافت و از حال وي پرسش و از او دلجويي مي کرد و رحمت و نصرت و لطف خدا را به ياد او مي آورد، گرد و غبار را از چهره درخشانش مي شست و ملالت آزار قوم را با تسلاّهاي گرم از دلش مي زدود.

اندوه هايي که حضرت خديجه(س) مي زدود

«ابن اسحاق» مي گويد: سخني از قوم در ردّ و تکذيب، که موجب اندوه و آزردگي فکر و خاطرش شود، نمي شنيد؛ مگر آن که خدا آن اندوه را به واسطه خديجه برطرف مي کرد. خديجه سنگيني سخنان سخت را بر او سبک مي کرد و او را تصديق مي کرد و رفتار و جسارت هاي مردم را بي ارزش و بي اهميّت مي شمرد. آري، خديجه نخستين زني بود که دين اسلام را پذيرفت و با پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم نماز خواند؛ و جز علي بن ابي طالب عليه السلام ـ که همواره پيش و بعد از بعثت، ملازم و پيرو پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم بود و از راه و روش پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم لحظه اي جدا نشد ـ کسي از بندگان خدا سابقه اسلام او را ندارد.

خديجه با دورانديشي و افکار حکيمانه، خردمندي و حدس صائبي که داشت، دعوت پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم را پذيرفت، و سوابقِ نيکو و درخشان رسول خدا صلّي ا... عليه وآله وسلّم و اخلاق و صداقت و راستگويي و امانت داري، ياري ضعفا و دستگيري از فقرا، تواضع، قناعت و ايثار و بخشش و مهمان نوازي و ساير صفات پسنديده آن حضرت، همه در نظر خديجه آن زن حکيمه مجسّم بود؛ و مي دانست آن سوابق عالي و ملکوتي، در چنان محيط تاريک و پر از فساد و تباهي از علايم نبوّت است. خديجه، پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم را به خوبي شناخته و دريافته بود که او از باطل پرهيز دارد و از دروغ بيزار است.

بنابراين خديجه در پذيرفتن اسلام، هيچ گونه ترديدي نکرد؛ و از همان قدم اوّل، يار و مددکار پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم شد و ثروت و اموال خود را براي ياري دين خدا، در اختيار پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم قرار داد.

آزارهاي مشرکان

خديجه نيز چون پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم از آزار مشرکان و بت پرستان بي نصيب نماند؛ زن ها از او کناره گرفتند و رفت و آمد با او را قطع کردند؛ به او زخم زبان مي زدند و سخنان درشت مي گفتند، حتّي در هنگام زايمان به کمک او نمي آمدند و او را تنها مي گذاشتند. امّا خديجه، آينده اي را مي ديد که ديگران نمي ديدند. او مي دانست دين محمّد حقّ است؛ و طولي نخواهد کشيد که پرستش خداي يگانه، جاي پرستش بت ها را خواهد گرفت؛ و خدا پيامبرش را ياري مي کند و روز به روز بر شهرتش افزوده مي شود. آري، خديجه در اسلام مقامي يافت که از ميان بانوان، جز دخترش ـ که سيّده نساء عالمين است ـ کسي به آن مقام و افتخار دست نيافت، و خدا نسل پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم را از چنين بانويي قرار داد. پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم در عين نشاط جواني، در سن بيست و پنج سالگي با خديجه که چهل سال از عمر خويش را پشت سر گذاشته بود، ازدواج کرد. و حدود بيست و چهار سال، خديجه چراغ خانه پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم و انيس و غمخوار او بود و پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم تا خديجه زنده بود، يعني تا سنّ پنجاه سالگي خود و شصت و پنج سالگي خديجه، زن ديگري اختيار نکرد. بعد از خديجه هم اگر چه به اقتضاي حکمت ها و مصالحي، همسران ديگري برگزيد ولي هيچ يک از آنها جاي خديجه را نگرفتند و فراقي را که از فقدان خديجه در خانه رسول خدا صلّي ا... عليه وآله وسلّم پيدا شد، پر نکردند، و پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم از آنها صاحب فرزندي نشد و نسل او از خديجه باقي ماند.

پيامبر اکرم(ص) هميشه به ياد حضرت خديجه(س) بود

پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم خديجه را فراموش نمي کرد و از اخلاق و صفات او ياد مي فرمود؛ به کساني که با او آشنا و دوست بودند، احسان و لطف مي کرد. يکي از همسران پيامبر(ص) مي گويد: «بر احدي از زن هاي پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم آن قدر غيرت نورزيدم که بر خديجه غيرت ورزيدم. براي اينکه پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم بسيار از او ياد مي فرمود و اگر گوسفندي ذبح مي شد، از آن براي دوستان خديجه مي فرستاد». و نيز از يکي از همسران پيامبر(ص) روايت شده است که: «رسول خدا صلّي ا... عليه وآله وسلّم از خانه بيرون نمي رفت، مگر آن که خديجه را ياد مي کرد و بر او به خوبي و نيکي مدح و ثنا مي فرمود. روزي از روزها غيرت مرا گرفت، گفتم: او پير زني بيش نبود و خدا بهتر از او را به شما عوض داده است. پيامبر صلّي ا... عليه وآله و سلّم غضبناک شد؛ به طوري که موي جلوي سرش از خشم تکان مي خورد؛ سپس فرمود: «نه، به خدا، بهتر از او را خدا به من عوض نداده، ايمان آورد به من، وقتي مردم، کافر شدند و تصديق کرد مرا، هنگامي که مردم مرا تکذيب مي کردند و در اموال خود با من مواسات کرد، وقتي مردم مرا محروم کردند و خدا از او فرزنداني روزي من کرد و از زنان ديگر محروم فرمود». «انس بن مالک» روايت کرده است که رسول خدا صلّي ا... عليه وآله وسلّم فرمود: «بهترين زنان عالم مريم بنتِ عمران وآسيه بنت مزاحم و خديجه بنت خُوَيْلِد و فاطمه بنت محمّد صلّي ا... عليه وآله وسلّم هستند». از «ابن عبّاس» روايت شده است که: پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم چهار خط در زمين کشيد و فرمود: «آيا مي دانيد اين چيست؟» عرض کردند: «خدا و رسول خدا داناتر است.» پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم فرمود: «فاضل ترين زنان بهشت، خديجه بنت خويلد و فاطمه بنت محمّد صلّي ا... عليه وآله وسلّم و مريم بنت عمران و آسيه بنت مزاحم، همسر فرعون مي باشند.»

سلام خدا بر حضرت خديجه(س)

در «سيره ابن هشام» روايت شده است که، جبرييل خدمت رسول خدا آمد و گفت: «خديجه را از طرف خدا سلام برسان».

پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم فرمود: يا خَديجَةٌ هذا جِبْريلُ، يُقْرِئُکِ السَّلام مِنْ رَبِّکِ. فَقَالَتْ خَديجَةُ : اَلله السَّلامُ وَمِنْهُ السَّلامُ، وعَلي جِبْريلَ السَّلامُ»

و به روايت «حاکم»، خديجه فرمود: اِنّ ا...َ هُوَ السَّلامُ وَ عَلي جِبْريلَ السَّلامُ، وَ عَلَيْکَ السَّلامُ وَرَحْمَةُ ا...ِ وَبَرَکاتُه».

يکي از خصايل خديجه اين بود که همواره پيش از بعثت و بعد از بعثت، پيامبر صلّي ا... عليه وآله وسلّم را تعظيم و سخنش را تصديق مي کرد. فضايل خديجه و کرايم اخلاق او بسيار است که قلم ناتوان امثال بنده توان بيان آن را ندارد.


Header