Header Header
۱۴ مهر ۱۳۹۳ - ۱۱:۴۸
كدخبر: ۷۹۱۸۷

معمولا نوعروساني که اتفاقا مدرک دانشگاهي هم دارند و خودشان را در زمينه علم و حداقل رسيدگي به امور منزل و زندگي، صاحب نظر و رأي مي دانند با وارد شدن به زندگي مشترک و ديدن و شنيدن نصيحت هاي مادرشوهر - که مثلا اين کار اشتباه است و نبايد اين غذا را اين طور طبخ کني - احساس مي کنند مادرشوهر مي خواهد در زندگي خصوصي آن ها دخالت کند و اين احساس وقتي به اوج خودش مي رسد که مادرشوهر مي گويد: «مادر، شوهرت اين غذا را دوست ندارد.» يا رو به پسرش مي گويد: «بميرم چقدر لاغر شدي!» بنابراين ممکن است نوعروس هم بخواهد گربه را دم حجله بکشد و اين طور مي شود که اختلاف ها شروع مي شود.

«زن روز» مي نويسد: اما اگر تازه عروساني که با هزار آرزو وارد خانه شوهر شده اند اين چند نکته را در نظر بگيرند احتمالا بهتر مي توانند با مسائل اين چنيني کنار بيايند:

* اولا هرچند که مادرشوهر شما تحصيلات دانشگاهي ندارد، اما کوله باري از تجربه به همراه دارد و بنابراين طبيعي است که زودتر از شما متوجه عيب و ايرادهاي شما شود.

* دوم اين که، شما در زمان ازدواجتان بسيار جوان هستيد و اين اولين باري است که بدون کمک پدر و مادرتان، مي خواهيد مسئوليت يک زندگي مشترک را برعهده بگيريد. (البته به صورت معمول)

بنابراين کاملا طبيعي است که در برخي موارد خطا کنيد و اشتباهي بزرگ مرتکب شويد، پس نااميد نشويد و مطمئن باشيد در طول زمان، درک و بينش بهتري نسبت به مسائل زندگي به دست خواهيد آورد و موفق تر از قبل عمل مي کنيد.

* سوم اين که، تلاش کنيد نيت مادرشوهرتان را خوب تعبير کنيد و با خودتان بگوييد که او خيرخواه زندگي ماست.

* چهارم اين که، انتظار نداشته باشيد که مادرشوهرتان با سپردن ميوه دل و اميد زندگي اش به شما ديگر کاري به کار شما نداشته باشد و دربست پسرش را که با سختي بزرگ کرده است، تحويل شما دهد.

* پنجم اين که، مادري که سال ها ميوه باغ زندگي اش را به معناي واقعي با جان و دل بزرگ کرده است، به يک باره بعد ازدواج فرزندش مشاهده مي کند که پسرش به واسطه عشقي که به همسرش دارد ديگر مانند قبل نيست و از او فاصله گرفته است، حتي در برخي يا بسياري از موارد نظرات عروسش بسيار مهم تر از نظرات وعقايد خودش مي شود و براي همين از همان ابتدا، منافعش را با منافع عروس در تضاد مي بيند. بنابراين براي جلوگيري از اين اتفاق بهتر است که پسر مانند قبل احترام مادرش را حفظ کند و حتي از نشان دادن احساسات قوي و شورانگيز در حضور مادر نسبت به همسرش، خودداري کند و برعکس.

من خوبم، تو هم خوبي

نحوه زندگي هر فرد با ديگري متفاوت است و هنگامي که شما به عنوان عروس وارد خانواده همسرتان مي شويد طبيعي است که تفاوت هاي زيادي را مشاهده کنيد. مثلا ممکن است خانواده شما اهل تفريح و گردش و خانواده همسرتان اهل پس انداز باشند و ممکن است اين تفاوت ها در نظر شما عيب و ايراد خانواده همسرتان بيايد. بنابراين در حالي که خود و خانواده تان را مظهر خوبي و مصداق متعادل بودن مي بينيد، خانواده همسرتان را پر از عيب و ايراد بنگريد و همين مسئله هم باعث شود که زندگي کردن شما در کنار خانواده همسرتان خالي از دردسر نباشد اما اگر نوع نگاه خود را عوض کنيد و عيب و ايراد ديگران را تفاوت در نوع زندگي ببينيد آن گاه احتمالا بيشتر از قبل طعم سعادت و آرامش را در زندگي تان خواهيد چشيد.

هميشه حق با شما نيست

گاهي اوقات گمان مي کنيم که در يک رابطه، کاملا حق با ماست و اين ديگران هستند که کاملا مقصرند و گناهکار. اما در اين مواقع فقط يک درصد احتمال دهيد که حق با شما نباشد آن گاه بهتر مي توانيد با اختلافات کنار بياييد.

گاهي هم سوءتفاهم است

تفاوت سني شما با مادرشوهرتان مسئله اي نيست که بتوانيم به سادگي از کنار آن بگذريم. تفاوت سني گاهي باعث سوءتفاهم ها و اختلاف هاي شما با مادرشوهرتان مي شود.

بنابراين سعي کنيد که تفاوت ها و فاصله سني را در تمام اختلافات در نظر داشته باشيد و بعضي وقت ها با اين قصد که سوءتفاهم است خيلي آسان از کنار مسائل بگذريد.

اين ديگر بدخواهي است

اما گاهي وقت ها به نظر مي رسد که رفتارهاي اطرافيان، طعم و بوي سوءتفاهم يا خيرخواهي نمي دهد و گويي واقعا بدخواهي است! براي مثال ممکن است شما ملاحظه کنيد برخي از اطرافيانتان از حساسيت ها و نقاط ضعف شما آگاهي يافته اند و مدام در حال آزار شما از اين طريق هستند و چون مي بينند شما قدرت مقابله با آن ها را نداريد اين کار را به صورت متناوب تکرار مي کنند. اما حتي اگر هم چنين باشد راه درست، لجبازي کردن و انتقام گرفتن نيست. در اين مواقع شما بايد به خاطر داشته باشيد که قرار است سال ها در کنار خانواده همسرتان با آرامش زندگي کنيد، بنابراين بايد ببينيد عاقبت هر رفتاري چيست و نهايتا رابطه شما را چگونه مي کند؟ لجبازي جز پيچيده کردن مشکل کاري براي شما انجام نمي دهد. براي مثال يکي از اين راه حل ها مي تواند گذشت کردن باشد که حداقل نتيجه اش خاموشي بدي ها و قدرداني همسرتان از شما خواهد بود يا ممکن است يکي از راه ها توجه به نقاط مثبت طرف مقابل و در نتيجه کمرنگ شدن بدي هايش در چشم تان باشد و يکي ديگر از راه حل ها يادآوري اين مطلب باشد که تمام اين ها بازي هاي بچه گانه اي است که ارزش درگير شدن ندارد.

به هر حال مهم نيست که شما از چه راهي براي حل مشکلتان عبور مي کنيد مهم اين است که مقصد اين جاده کجاست و شما را به کجا مي رساند! و البته به خاطر داشته باشيد که شما بايد اين مسئله را از هر طريقي براي خودتان حل کنيد براي مثال اگر قرار است گذشت کنيد بايد آتش درونتان را با آب بخشش خاموش کنيد.

به هر حال هر کاري که مي کنيد بايد نتيجه اش خاموشي آتش درون تان باشد زيرا اگر اين آتش خاموش نشود روزي شعله مي کشد و تمام هستي و زندگي شما را به آتش مي کشاند.

پيشگيري از اختلاف

اما شما به عنوان يک عروس و براي پيشگيري از اختلافات چه کارهايي را مي توانيد انجام دهيد؟ برخي از کارهاي زير براي جلوگيري از دامن زدن به اختلافات مفيد خواهد بود:

* اگر با همسرتان اختلاف داريد هيچ گاه نزد مادرشوهرتان آن را علني و آشکار نکنيد زيرا اين کار يعني که مادرشوهر در زندگي ما دخالت کن!

* هيچ گاه در نزد مادرشوهر از همسرتان بد نگوييد حتي اگر حق با شما باشد زيرا باز هم شما عروس هستيد و همسرتان پسرش. بنابراين احتمال اين که باز هم حق به همسرتان داده شود بسيار زياد است.

* هميشه در نزد مادرشوهرتان احترام به همسرتان را فراموش نکنيد، زيرا بلند حرف زدن، داد زدن، دستور دادن، اخم کردن و کارهايي از اين قبيل مانند تيري است که در قلب مادرشوهرتان فرو مي رود و کينه شما را در دلش بيشتر مي کند.

* تلاش کنيد که همسرتان هميشه ظاهري آراسته و خوب داشته باشد چرا که با اين کار مادرشوهرتان قدردان زحمات شما مي شود.

* در نوع رفتار و لحن گفتار با مادرشوهرتان هميشه احترام، مهرباني و محبت را رعايت کنيد. براي مثال هميشه در جمع احترامش را حفظ کنيد، جلوي پايش بلند شويد، از او قدرداني کنيد. به خاطر هدايايي که برايتان تهيه مي کند از او تشکر کنيد و به فرزندانتان هميشه يادآور شويد که به مادربزرگشان احترام بگذارند و او را دوست بدارند.


Header