Header Header
۰۵ آبان ۱۳۹۳ - ۱۷:۳۱
كدخبر: ۸۰۰۲۸
ايران سرزمين فرهنگ هاي گونه گون ، سرزمين همزيستي فرهنگ ها ، سرزمين کثرت و وحدت است . ايران به لحاظ گستردگي قلمرو و قرار گرفتن در موقعيت جغرافيايي خاص دچار گستردگي و پراکندگي فرهنگي و در نتيجه برخورد اين فرهنگ ها داراي فرهنگي پويا ، رو به گسترش و در مسير تحول بوده است.
صرف نظر از تغييراتي که به دليل ظهور و سقوط حکومت هاي گوناگون و بروز جنگ هاي مختلف در فرهنگ مردم ايران به وجود آمد ، ايران و ايراني همواره داراي جايگاه خاصي در عرصه جهاني بوده است.تعدد عناصر فرهنگي در ايران فرصت مناسبي را در اختيار پژوهشگران مي گذارد تا در اين ميدان تحقيق به وسعت ايران زمين به بررسي ابعاد مختلف اين عناصر و سير تحول و تغييرات آن بپردازند.
يکي از اين عناصر ارزشمند فرهنگي تعزيه و شبيه خواني است که طي ساليان جايگاه خود را در فرهنگ ايرانيان حفظ کرده است.

تعزيه (يا شبيه خواني):نوعي نمايش مذهبي و سنّتي ايراني شيعي، عمدتاً درباره شهادت امام علي و امام حسين (ع) و مصائب اهل بيت است.
واژه تعزيه/ تعزيت در اصل به معناي توصيه به صبر کردن، تسلّي دادن و پرسش از بازماندگانِ درگذشتگان و در برخي مناطق ايران مثلاً در خراسان به معناي «مجلس ترحيم» است. در ميان شيعيان غير ايراني (در عراق و شبه قاره هند) لفظ تعزيه با وجود ارتباط با شهادت حضرت علي (ع) و يا مصائب شهداي کربلا به معناي «شبيه خواني» به کار نمي رود ، بلکه آنان تعزيه را به مراسمي نمادين اطلاق مي کنند که در آن دسته هاي عزاداري در طول مراسم، شبيه ضريح يا تابوت ائمه (عليه السلام) را بر دوش مي کشند و هم در پايان روز عاشورا ، اربعين و... آن را به خاک مي سپارند.
«آنه ماري شيمل» در کتاب خود دراين باره مي نويسد: در قرن سيزدهم/ نوزدهم در قلمرو سلطنت اَوَده در لکهنوي هند، تعزيه به منزله يکي از تماشايي ترين نمايش ها، در حضور سلاطين برگزار مي شد.
به نوشته اين کتاب : در ناحيه کارائيب، مثلاً در «جزيره ترينيداد » نيز تعزيه به مراسمي نمادين اطلاق مي شود که به آن «تَجَه» مي گويند. اين قبيل مراسم نمادين در نواحي ديگر جهان، از جمله در اندونزي نيز با عنوان «تابوت» برگزار مي شود.

برخي محققان، پيشينه تغزيه را به آيين هايي چون مصائب ميترا، سوگ سياوش، و يادگار زريران باز مي گردانند و برخي پديد آمدن آن را متأثر از عناصر اساطيري بين النهرين و آناتولي و مصر، و کساني نيز مصائب مسيح و ديگر افسانه هاي تاريخي در فرهنگ هاي هند و اروپايي و سامي را در پيدايي آن مؤثر دانسته اند. اما در هر حال از برپايي مجالس تعزيه به معناي امروزين آن تا پيش از پايان دوره صفويه اطمينان نداريم؛ تنها نکته آشکار اين است که از زمان تسلط عرب ها بر ايران ، ايرانيان هميشه فرصتي مي جستند تا خود را از آن سلطه رها کنند. پيدايش نهضت هاي مقاومت و فرقه هاي ايراني که دشمنان دستگاه مرکزي قلمروي عربي اموي و بعدها عباسي بودند، از نتيجه هاي اين کوشش بود. يکي از اين مخالفت ها موضوع غصب خلافت توسط افرادي بود که از خاندان پيامبر (ص) نبودند . ايرانيان در برابر اين خلفا ، از افراد خاندان پيامبر(ص) و فرزندانشان حمايت کرده و باعث رشد و رونق همه ساله مجالس تعزيه و دسته هاي عزاداري در کشور شدند. اگر چه که بديهي است تعزيه به معناي نمايشي امروزه آن طي زمان و به تدريح بر پايه پذيرش شرايط و مردمان به وجود آمده است و نه يک شبه و به امر و دستور يک نفر.
به اين شکل که ابتدا تنها دسته هايي به کندي از برابر تماشاگران مي گذشتند و با سينه زدن و زنجير زدن و کوبيدن سنج و نظاير آن و حمل نشانه ها و علم هايي که بي شباهت به افزارهاي جنگي نبود و نيز هم آواز ي و همسرايي در خواندن نوحه ، ماجراي کربلا و شهادت امام حسين (ع) و گاهي نيز امام علي (ع) را به مردم يادآوري مي کردند. در مرحله بعدي آوازهاي دسته جمعي کمتر شد و نشانه ها بيشتر و يکي دو واقعه خوان نيز به آنان اضافه شدند که واقعه را براي تماشاگران نقل کرده و سنج و طبل و نوحه آن ها را همراهي مي کرده است . چندي بعد به جاي نقالان ، شبيه چند تن از شهدا را به مردم نشان دادند که با شبيه سازي و نشانه هاي نزديک به واقعيت مي آمدند و مصائب خود را شرح مي دادند. مرحله بعد گفت و شنيد شبيه ها بود با هم و بعد پيدايش بازيگران .
تاورنيه – tavernier – يکي از مراحل تحول را در يادداشت هايش نشان داده است :
« در محرم ۱۰۴۶ خورشيدي در حضور شاه صفوي دوم در اصفهان شاهد مراسمي بوده است که پنج ساعت پيش از ظهر آغاز شده و تا ظهر ادامه داشته است . گفته او با مدرکي درشبيه سازي تمام مي شود : در بعضي از اين عماري ها طفل هايي شبيه نعش خوابيده بودند و آن هايي که دور عماري را احاطه کرده بودند گريه و نوحه و زاري مي کردند. اين طفلان شبيه دو طفل امام حسين (ع) هستند که بعد از شهادت امام ، خليفه بغداد آنها را گرفت و به قتل رسانيد.»

اوج تکامل تعزيه در دوره ناصرالدين شاه (۱۲۶۴ ۱۳۱۳) بود. چرا که به تعزيه علاقه فراواني داشت.تکيه دولت، که به دستور ناصرالدين شاه ساخته شد، در ترويج تعزيه بسيار مؤثر بودتعزيه خوانانِ آن جا که در حقيقت تعزيه خوانِ دولتي بودند زير نظر "مُعين البُکا" در برابر شاه و درباريان تعزيه مي خواندند.صرف نظر از تعزيه هايي که موضوع و محتواي آن ها به زنان مربوط مي شد مثل مجلس بي بي شهربانو، در دوره قاجار مجالس تعزيه زنانه نيز برپا مي شد. که همه تعزيه خوانان و تماشاگران، زن بودند.
تعزيه هاي درباري در زمان قاجاريان، به ويژه در دوره ناصرالدين شاه، از يک سو شاه را سرگرم مي کرد و از سوي ديگر سبب عوام فريبي و دين دار نمايي او مي شد و شايد به همين دليل است که از ديدگاه تاريخي شکوفايي تعزيه در اين دوران تنها مرهون توجه شاه و اشراف به تعزيه نبوده است ، بلکه بيشتر مديون وجود تعزيه گردانهايي است که با ابتکار و خلاقيت خود لباس تازه اي را به قامت تعزيه دوختند؛ بدون آنکه در اصول آن تغييري ايجاد کنند. «خواجه حسينعلي خان» معاصر «فتحعلي شاه» و «محمد شاه»، «ميرزا محمد تقي» تعزيه گردان دوران «محمد شاه» و «ناصرالدين شاه» و پسرش «ميرزا باقر» ملقب به «معين البکا» و فرزند «معين البکا»، «ناظم البکا» از تعزيه گرداناني بودند که در اين دوره معروف بودند.
در اين ميان «ميرزا محمد تقي» تعزيه گردان، رکود و يکنواختي را که تعزيه با آن مواجه شده بود، از آن گرفت و به آن جنبه اي از تفنن و نمايش بخشيد.

پسرش «معين البکا» در ادامه راه پدر، سطح اجرايي تعزيه را بالا برد و تعزيه جديدي را پي ريزي کرد.
او به همراه پسرش دسته هاي بزرگ تعزيه را با اقتدار رهبري مي کردند و با اشارات و حرکات خود بر همه عوامل اجرايي صحنه تسلط داشتند.براساس مدارک موجود معلوم است که در دهه اول ما ه هاي محرم عهد ناصرالدين شاه تقريبا سيصد مجلس « شبيه خواني » د ر نمايش خانه هاي موقت و دائم يعني تکيه ها و حسينيه ها برپا مي شد. اما اوضاع به همين ترتيب باقي نماند.
با افول سلطنت قاجار و روي کار آمدن «رضاخان ميرپنج» (۱۳۰۴ ۱۳۲۰ش) ، به ويژه در دهه دوم سلطنتش، دوران شکوفايي تعزيه هم به سر آمد. سوگواري هاي ماه محرّم محدود شد و ممنوعيت هاي متعددي به وجود آمد و به تدريج برگزاري رسمي مجالس تعزيه متوقف شد، اما اجراي آن در روستاها کمابيش ادامه يافت. رضاخان به دلايل سياسي و شايد کينه اي که به سنت هاي مذهبي ايران داشت، برگزاري تعزيه و هر نوع مراسم مذهبي را در ايران ممنوع اعلام کرد تا تعزيه از تکيه دولت و ديگر حسينيه ها و نمايشخانه هايي با آن عظمت و شکوه به پهنه روستاها و شهرهاي کوچک رانده شود.

تعزيه و موسيقي:
چون شيوه بيان حوادث در تعزيه مبتني بر آواز بود، معمولاً تعزيه‌خوانان با مقام‌ها و گوشه‌هاي موسيقي ايراني آشنايي داشتند.از اين رو تعزيه را يکي از مهم‌ترين عوامل حفظ بخشي از نغمات موسيقي ايراني دانسته‌اند. در هر تعزيه ممکن بود اشعار در گوشه‌ها و دستگاه‌هاي متعددي خوانده شود، البته در سؤال و جواب‌ها لازم بود که تناسب مقام‌ها رعايت شود.
ارتباط ميان تعزيه و موسيقي تنها از طريق آواز نبوده است، بلکه سازهاي موسيقي نيز در مجالس تعزيه به‌کار مي‌رفت، چنان‌که گاه پيش از آغاز تعزيه و به جاي " پيش‌خواني " با نواختن برخي سازها، مانند شيپور، طبل، دُهُل، کَرنا، سُرنا، ني‌لبک، ني، قره‌ني، نقاره و سِنج، تماشاگران را براي شنيدن و ديدن تعزيه آماده مي‌کردند.
در صحنه‌هاي فاقد گفتگو، مثل صحنه‌هاي مسافرت يا نبرد يا در وقفه‌هاي ميان جريان نمايش (آکسيون‌ها)، نيز از ساز استفاده مي‌شد. در تعزيه معمولاً هر يک از سازها کاربرد خاصي داشتند، مثلاً هنگام ورود اشخاص و شروع جنگ‌ها طبل مي‌زدند و هنگام وقوع صحنه‌هاي حزن‌آلود شيپور و قره‌ني مي‌نواختند.موسيقي تعزيه موجب حفظ و تداوم بسياري از نغمه‌ها و قطعات موسيقي سازي و آوازي ايران شد و از سوي ديگر، اين موسيقي را در مراتب مختلف تحت‌تأثير عميق موسيقي تعزيه وجود دارد.

غم نامه تعزيه :
اگر تعزيه غمنامه باشد، اين است غمنامه تعزيه، که به سير عاميانه و مذهبي خود برگشت.
در دوران «محمدرضاشاه» نيز اگر چه تعزيه باز به ميان شهرهاي بزرگ بازگشت، ولي هرگز نتوانست جايگاه از دست رفته خود را بازيابد.
«تکيه دولت» در پي بازيهاي سياسي، ويران شده بود و مردم گرفتار سرگرمي هاي تازه و پرهياهو شدند و ديگر تعزيه را از ياد بردند و اگرچه پس از پيروز ي انقلاب اسلامي ، اندکي تلاش براي اجراي اين نمايش‌ها‌، در گوشه و کنار شهر به چشم مي خورد اما هرگز تعزيه به جايگاه بلند و شکوهمند گذشته خود باز نگشت. تعزيه خوان ها ، يک به يک در تنهايي و فراموش شدگي‌و از همه مهم تر فقر شديد مالي، دار فاني را وداع مي گويند و تنها خاطره اي از گذشته‌ها‌ي تاريخي اين هنر اصيل و روحاني آن درذهن ها باقي مي گذارند.

Header