Header Header
۱۸ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۴:۲۷
كدخبر: ۸۳۴۴۳

خانمي ۲۳ ساله ام. يک سال و نيم است عقد کرده ام. اصلا از اخلاق همسرم راضي نيستم. رفتارهايي انجام مي دهد که ناراحتم مي کند، در حالي که من کامل برايش توضيح داده ام که از چه کارهايي خوشم نمي آيد. در موقعيت مناسب هم با او صحبت مي کنم ولي فايده ندارد، قبول نمي کند، به آن ها عمل نمي کند، مسخره مي کند و در واقع به من اهميتي نمي دهد، احساس مي کنم به من تعلق خاطر ندارد.

سلام؛ با توجه به مطالبي که در پيامک شما وجود دارد، مي توانيم اين مسئله را در سه محور اصلي بررسي کنيم.

1 - تجربه احساسات عاشقانه:دوست داشتن و دوست داشته شدن از نيازهاي اساسي هر انسان و يکي از ارکان بنيادي هر ازدواجي است. ولي نه شروع ازدواج با عشق تضمين کننده تداوم آن در زندگي است و نه نبود آن در ماه ها و حتي سال هاي نخست زندگي دليلي بر محروميت از تجربه اين احساس غني است. براي به وجود آوردن و تداوم عشق، تلاش و پشتکار لازم است. مسلماً زماني که هر دو طرف رابطه براي دستيابي به چنين هدفي تلاش مي کنند، مسير هموارتر است. با اين حال حتي اگر همسرتان، شما را در اين مسير همراهي نمي کند، نااميد نشويد. در نظر گرفتن برخي نکات مي تواند رغبت کافي را در همسرتان به وجود آورد.شناخت ويژگي هاي همسر، احترام گذاشتن به وي، خودداري از توهين، توجه به ويژگي هاي مثبت يکديگر و بيان کردن آنها، فهميدن علاقه مندي هاي همسر و پيدا کردن موارد مشترک، وقت گذراندن با هم و انجام فعاليت هاي مشترک خوشايند، شوخ طبعي و خوشرو بودن، قدرداني کردن از يکديگر و رفتار صادقانه از مواردي است که باعث برقراري رابطه اي پايدار همراه با محبت و احترام مي شود.

2 - به رفتارهاي همسرتان با دقت بيشتري بنگريد: توجه به اين نکته ضروري است که سبک  برقراري رابطه در افراد مختلف با هم متفاوت است. بنابراين گاهي ما برداشت هايي از رفتارهاي ديگران داريم، در حالي که قصد و هدف آن ها چيز ديگري بوده است. دقت نداشتن به تفاوت ها در ابراز احساسات و راه هاي اختصاصي نشان دادن توجه، باعث مي شود که همسران احساس ناکامي کنند. در صورتي که اگر ما قادر به شناخت شيوه هاي اختصاصي ابراز علاقه همسرمان شويم، در بسياري موارد درمي يابيم که همسرمان خيلي بيشتر از آنچه ما تصور مي کرديم به ما علاقه مند است و توجه دارد. درست است که گاهي اين شيوه ها از نظر ما ناکافي و نامناسب است ولي اين موضوع را در نظر داشته باشيد که ناديده گرفتن اين شيوه‌ها و انتقاد کردن مداوم از آنها، باعث ايجاد دلسردي در همسرتان مي شود و زماني که او احساس کند با وجود تلاش‌هايش از سمت شما پذيرفته نمي شود، دست از تلاش مي کشد و از شما فاصله مي گيرد. برعکس زماني که شما احساسات همسرتان را درک مي کنيد و وي را همان گونه که هست مي پذيريد و از او به خاطر نشان دادن توجه و ابراز احساساتش قدرداني مي کنيد، اين امر باعث ايجاد احساس مثبت در او مي شود و در نتيجه تلاش بيشتري براي به دست آوردن دل شما خواهد کرد.

3 - بيان کردن خواسته ها آخر راه نيست: درست است که بيان کردن آنچه از رابطه و طرف مقابل مي خواهيم مهم است ولي بايد به ياد داشته باشيم که اين همه ماجرا نيست. گاهي خود اين بيان کردن ممکن است باعث ايجاد حس ناتواني و بي کفايتي در طرف مقابل شود. در واقع وقتي به همسرمان مي‌گوييم که اين رفتار تو اشتباه است و تو مرا ناراحت مي کني، به نوعي وي را محکوم مي کنيم. در چنين حالتي موضع دفاعي گرفتن از سوي همسرمان طبيعي به نظر مي رسد و ما شاهد بي توجهي وي و حتي رفتارهايي از قبيل مسخره کردن خواسته هايمان مي شويم. راهکار مناسب براي چنين موقعيت هايي اين است که به جاي انتقاد کردن به بيان ويژگي هاي مثبت يا رفتارهايي که در همسرمان مي پسنديم، بپردازيم. اين مسئله باعث مي شود همسرمان متوجه شود که او از نظر ما فردي شايسته و با اهميت است و اگر گاهي از برخي رفتارهايش انتقاد مي کنيم، قصد زير سوال بردن وي و بي ارزش شمردن رفتارهايش را نداريم. از سوي ديگر جمله بندي مناسب نيز در اين زمينه بسيار مهم است. سعي کنيد به جاي به کار بردن جملاتي از قبيل «تو هيچ وقت به من اهميت نمي دهي» يا «تو هميشه آبروي مرا مي بري» از جملاتي مثل «وقتي به من توجه نمي کني، احساس تنهايي مي کنم» يا «وقتي در حضور ديگران به اشتباه من مي خندي، احساس مي کنم بي ارزش شده‌ام» استفاده کنيد.

پرک نارويي/ کارشناس ارشد روانشناسي باليني



Header