Header Header
۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۰۹:۲۵
كدخبر: ۸۷۹۴۰

جواني هستم ۲۱ساله؛ ۵ماه است که در دوران عقد هستيم. اصلا شوهرم را دوست ندارم، چون تمايلي به ازدواج نداشتم و اجبار خانواده ام باعث اين ازدواج شد. هميشه دعوا مي کنيم تا همين بار آخر که ۲ ماه قهر بودم. تصميم گرفته بودم از او جدا شوم چون نمي توانم يک لحظه تحملش کنم، ولي خانواده ام براي بار دوم مجبورم کردند که با او زندگي کنم. خسته شدم.

با سلام خدمت شما دوست گرامي، اولين مطلبي که دوست دارم به شما بگويم، مسئله اجبار در ازدواج و بازگشتتان است. شما در 21 سالگي ازدواج کرديد و به طور طبيعي يک فرد در اين سن به بلوغ و استقلال رواني مي رسد؛ پس استفاده از کلمه اجبار کمي ناملموس است و نشان مي دهد که شما در حيطه گفت وگو با خانواده تان مشکل داريد.

بيان خواسته ها به صورت شفاف و روشن

گويا شما در مطرح کردن خواسته هايتان، شفاف و روشن به گفت وگو نمي پردازيد. به طور مثال وقتي با همسرتان به مشکل برمي خوريد به جاي گفت وگو، قهر مي کنيد. همان طور که خودتان مطرح کرديد، بيش از نيمي از دوران عقد خود را در قهر و جدايي به سر برده ايد و اين قهر کردن ها، حس منفي شما به همسرتان را بيشتر مي کند. با قهر کردن مشکل شما نه تنها حل نمي شود، بلکه يک مدت به صورت آتش بس باقي مي ماند و با شروع دوباره ارتباط، مشکل نهفته با شدت بيشتري خود را نشان خواهد داد.

علل دروني بي علاقگي

از شما مي‌خواهم که براي بررسي علل بي علاقگي خود به همسرتان، با خود کمي خلوت کنيد. ابتدا خصوصيات فرد ايده آل خود را از نظر ظاهري، رفتاري و... در يک برگه بنويسيد و در برگه ديگر خصوصيات خوب و بد همسرتان را يادداشت کنيد. با مقايسه اين دو برگه تفاوت هاي آن ها را بيابيد و بعد با همسر خود گفت وگو کنيد و خصوصيات رفتاري را که از او انتظار داريد بيان کنيد. البته براي افزايش سرعت براي کسب نتيجه مطلوب، بهتر است که با يک مشاور در اين زمينه صحبت کنيد.

علل بيروني بي علاقگي

البته بي علاقگي شما مي تواند دلايل ديگري نيز داشته باشد، مثل مقايسه کردن همسرتان با ديگران؛ اين طور به نظر مي رسد که شما همسر خود را با ديگر مردان فاميل مقايسه مي کنيد و احتمالاً در اين مقايسه رفتارهاي منفي همسر خود را بيشتر از خصوصيات مثبتش مي بينيد. براي رفع اين مشکل ابتدا از شما مي خواهم که مقايسه کردن را حذف کنيد و سپس از اطرافيانتان مانند دوست، خواهر و والدين بخواهيد که خصوصيات (ظاهري و رفتاري) خوب و بدي را که از همسرتان مي بينند يادداشت کنند و به شما بدهند تا با آن چه خود از قبل نوشته بوديد مقايسه کنيد؛ شايد در خصوصياتي که ديگران براي شما مي نويسند، مواردي را مشاهده کنيد که تاکنون به دليل حس اجباري بودن ازدواجتان، به آن ها دقت نکرده ايد.

اگر با توجه به اين کارها باز هم به وي علاقه پيدا نکرديد، بهتر است با توجه به انتظار خود از همسر ايده آل و خصوصيات همسرتان، با خانواده تان صحبت کنيد.

در پايان به شما تاکيد مي کنم که پيش از هر اقدامي براي جدايي، حتما نزد يک مشاور برويد و بعد از بررسي دقيق خواسته هاي خود، براي ادامه يا پايان زندگي مشترکتان تصميم گيري کنيد.

راهله فارسي/ کارشناس ارشد مشاوره


Header