محمد روزبهانی در وبلاگ خود نوشت: خيلي وقت است كه قافله ي اصحاب شهيدِ حسين عليه السلام، ديگر هفتاد و دو نفر نيست. نيم روز عاشورا زمان را درنورديده و بر كل تاريخ منطبق شده است. حسين جان! حصار زمان قادر نيست كربلا را در سال 61 هجري محصور كند... مگر خون تو در دشت نينوا محصور ماند كه عاشورا در سال 61 هجري محدود بماند. حتي محدوديت مكان هم قادر نيست، كربلا را در "كربلا" محصور كند. "كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا".

حاج مصطفي شهادتت مبارك. اولين بار كه عكست را ديدم، فكر كردم مي شود آرمانهايت را از افق و عمق نگاهت، خواند. اما باز هم مثل جريان ديدن عكس هاي شهدا، از باقري و همت و بروجردي گرفته تا كبيري و ذوالعلي، رودست خوردم. ميدان ديد چشم زميني من قادر نيست افق هاي نگاه انقلابي ات را درك كند...اگر ما در زمان بدر و خيبر هستيم، پس تو هم، حاج مصطفي، سردار بي سرِ خيبر و بدري.
علي كوچولو! دندان هايت را از اين درد به هم بفشار و بغض يتيمي را در سينه ات نگه دار و زود بزرگ شو و عَلَم پدر را بالا بگير و به تاريخ نشان بده كه ملتي كه شهادت دارد، شكست ندارد؛ به تاريخ نشان بده كه بي وفايي كوفيان، تكرار نخواهد شد و ملت و دانشگاه ما با مشاهده ي اين ترورها، در برابر استكبار زانو نخواهند زد.
راستي حاج مصطفي! سردار فاتح خاكريزهاي دانش هسته اي، خوش به حالت. تو هم بالاخره به دسته ي "شهداي بي سر" پيوستي. امشب اولين شب مهماني ات در كربلاست. سلام ما را به تنهاترين سردار برسان و به سالار شهيدان بگو كه ديگر تنها نيستي عزيز فاطمه. فرزندان خميني(ره) و علمدارش خامنه اي، بعضي هايشان بر عهد با تو وفا كردند و در اين راه شهيد شدند و بعضي هم منتظرند در حالي كه تغيير و تبديلي در عهد و پيمانشان نداده اند. دست ما را هم بگير و ما را به قافله ي شهيدانت برسان.
چرا جوانان وطن ما بازيچه سياست هاي نخ نماو از پيش شكست خورده به اصطلاح سياستمداران متظاهر مي شوند