Header Header
۱۶ خرداد ۱۳۹۴ - ۰۹:۱۳
كدخبر: ۸۹۹۵۹
حسين شيخ‌الاسلام
حسين شيخ‌الاسلام- سخنان اخير رهبر بصير انقلاب در سالروز رحلت امام امت (ره) حاوي سر فصل‌هاي بسيار مهمي از منظومه انديشه بنيانگذار کبير انقلاب است که تبيين و تشريح رئوس بينات انديشه امام، تحقيقات بيشتري مي طلبد ولي در اين يادداشت نکاتي مورد واکاوي قرار مي گيرد. اين سخنان راهگشا در حالي ايراد گرديد که در ماه‌هاي اخير تلاش شده تا طيفي از انديشه‌هاي امام راحل را در قالب‌هاي ناصحيح و بعضاً خطرناک به جامعه تحميل نمايند ؛ از اين رو رهبر انقلاب با طرح هفت سرفصل از سيره عملي حضرت روح الله، بارديگر در حفظ خط سير انقلاب در مسير صحيح تاکيد کرده و خواستار تتبّع بيشتر در انديشه‌هاي ناب ايشان شدند.
از جمله تاکيدات ايشان، حفظ اصالت و رجوع به آثار حضرت امام براي جلوگيري از تحريف‌ها و انحرافات آينده است و در اين ارتباط فرمودند: «مسئله‌ي تحريف شخصيت امام خطر بزرگي محسوب مي‌شود، آن راهي که مي‌تواند مانع از اين تحريف شود، بازخواني اصول امام است. امام را نبايد به عنوان صرفاً يک شخصيت محترم تاريخي مورد توجه قرار داد، بعضي اين‌جور مي‌خواهند امام را بشناسند و بشناسانند و اين غلط است.» علاوه بر مسئله تلاش‌ها براي تحريف شخصيت امام (ره)، رهبر انقلاب درباره مذمت کاخ نشيني و همچنين بي اعتمادي به استکبار از منظر حضرت امام (ره) تاکيداتي داشتند که در اين باره گفتني‌هايي هست:
1- اين روزها برخي پاي در مسيري ناشايست و ناصواب به جهت رفع حقارت‌هاي تاريخي خود گذاشته‌اند؛ مسيري که در آن تحريف تاريخ انقلاب را به همراه دارد. افرادي که توان اصلاح گفتار و کردار خود را ندارند با هجمه به انديشه‌هاي تابناک امام درصدد ارتقاي جايگاه نه چندان مستحکم خويش‌ هستند. کساني که براي توجيه اقدامات و مواضع انحرافي خود نظرات حضرت‌امام را تحريف مي‌کنند، بي‌ آن که متوجه باشند و يا بخواهند، به اين واقعيت اعتراف کرده‌اند که از نگاه مردم، بدون پيوند با امام راحل(ره) و پيروي از نظرات و رهنمودهاي آن بزرگوار، اهميت و ارزش قابل ذکري ندارند و فقط «صفر»هايي هستند که با «يکِ» امام راحل(ره) تبديل به‌ عدد مي‌شوند. اگر غير از اين بود چرا ديدگاه‌ها و خواسته‌هاي خويش را از قول خود مطرح نمي‌کنند؟! حضرت امام(ره) در وصيت‌نامه سياسي الهي خود- که نشان مي‌دهد تحريف‌هاي اين روزها را نيز مانند بسياري از رخدادهاي ديگر پيش‌بيني کرده بودند - تاکيد مي‌فرمايند: «اکنون که من حاضرم، بعضي نسبت‌هاي بي‌واقعيت به من داده مي‌شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود لهذا عرض مي‌کنم آنچه به من نسبت داده شده يا مي‌شود مورد تصديق نيست مگر آن که صداي من، يا خط و امضاي من باشد، با تصديق کارشناسان يا در سيماي جمهوري اسلامي چيزي گفته باشم». بنابراين بايد از تحريف‌کنندگان سخنان امام(ره) پرسيد کدام يک از ادعاهاي مطرح شده با معيارها و ملاک‌هايي که حضرت امام(ره) بر آن تاکيد ورزيده‌اند هم‌خواني دارد؟ مشخص است که پاسخ يک کلمه بيشتر نيست: «هيچکدام». بعد از رحلت حضرت امام(ره) تاکنون نمونه‌هايي از تحريف بيانات و رهنمودهاي صريح آن حضرت ديده شده که متأسفانه برخي نهادهاي ذي‌ربط که وظيفه قانوني حفظ آثار امام(ره) و پيشگيري از تحريف آن را برعهده دارند، در مقابل تحريف‌ها، به سکوت بسنده کرد‌ه‌اند که اين سکوت و بي‌تفاوتي نيازمند چاره‌جويي است.
2- حضرت امام که خود فقيهي وارسته بودند و تا آخرين روزهاي عمر و در اوج قدرت و مقام، حاضر نشدند خانه‌اي بزرگ و گسترده براي خود فراهم کند، حتي حاضر نشد حسينيه‌اي که محل ديدارهاي ايشان بود، گچ‌کاري و رنگ‌آميزي شود، در عمل درسي را که از بزرگان و استادان بنام و عارف خود آموخته بودند، نه تنها در زندگي شخصي خود پياده کنند، بلکه به تمامي کساني که او را الگو و مقتداي خود مي‌دانستند، بياموزانند. بنابراين گرايش به تجملات که در برخي مسئولين ما رسوخ کرده در تضادّ آشکار با آموزه‌هاي حضرت امام و تعاليم ديني است. سخنان ايشان در جمع طلاب و روحانيون حوزه علميه خواندني است: «يکي از امور مهم اين است که روحانيون بايد ساده زندگي کنند. آن چيزي که روحانيت را پيش برده تا حالا، و حفظ کرده است اين است که ساده زندگي کردند. آنهايي که منشا آثار بزرگي بودند، ساده زندگي کردند... ارزش انسان، به خانه نيست، به اتومبيل نيست. اگر ارزش انسان به اينها بود، انبياء بايد همين کار را بکنند. سيره انبياء را ديده‌ايد چه جور بوده. ارزش انسان به اين نيست که يک هياهو داشته باشد، يک اتومبيل کذا داشته باشد، يک رفت و آمد زياد داشته باشد. ارزش روحانيت به اين نيست که يک بساطي داشته باشد و يک دفتري و يک دستکي داشته باشد. فکر کنيد ارزش انسان را به دست آوريد، ارزش روحانيت را از دست ندهيد.» (صحيفه نور، ج۱۹، ص 157)
3- حضرت امام(ره) از همان آغاز نهضت، نوک حمله تهاجم خود را به سوي استکبار جهاني و در راس آن آمريکاي جنايتکار نشانه رفت و نهضت اسلامي خود را مبتني بر «دکترين استکبارستيزي» بنيان نهادند. ايشان تنها در مقام توصيف ويژگي‌هاي استکبار جهاني باقي نماندند و با بصيرت و آگاهي و شجاعت تمام، آمريکاي جنايتکار را به عنوان رأس استکبار جهاني معرفي و مورد خطاب قرار ‌دادند. حضرت امام(ره) مبتني بر آيات و روايات متعددي که در نفي پذيرش ولايت کفار و مستکبر آمده، ساده‌لوحاني که به دنبال مذاکره و کنارآمدن با شيطان بزرگ هستند را به عنوان خائن معرفي نمودند.
ايشان با صراحت در نفي هرگونه سازش با استکبار جهاني فرياد بر مي‌آورد: «کسي تصور نکند که ما راه سازش با جهان‌خواران را نمي دانيم. ولي هيهات که خادمان اسلام به ملت خود خيانت کنند!... اگر بندبند استخوانهايمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالاي دار برند، اگر زنده‌زنده در شعله‌هاي آتش‌مان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستي‌مان را در جلوي ديدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز امان‌نامه کفر و شرک را امضاء نمي‌کنيم.» (صحيفه امام، ج 21، ص 69)
اينجاست که، بايد از خود سوال کنيم که چقدر به استاندارهاي اصيل انقلاب نزديک‌ هستيم، چقدر فاصله گرفته‌ايم و چقدر در تضادّ با آن عمل نموده‌ايم. وظيفه تک تک آحاد جامعه و به خصوص مسئولين اين است که هر از گاهي به بازخواني مواضع و اصول معمار کبير انقلاب بپردازند تا راه صواب از ناصواب مشخص شده و خداي ناکرده کشتي انقلاب را ناخواسته به سمت گرداب وابستگي هدايت نکنند.

Header