Header Header
۲۰ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۹:۱۸
كدخبر: ۹۰۲۹۷

اين که سن ازدواج بالا رفته و خيلي از جوانان ديرتر از حد معمول به خانه بخت مي روند دلايل مختلفي دارد اما نگراني زماني بيشتر مي شود که خانم ها و آقايان به سني برسند که ديگر اصلاً تمايلي به ازدواج نداشته و به قول معروف به مرحله تجرد قطعي رسيده باشند؛ موضوعي که همه از پيامدهاي منفي آن حرف مي زنند و مطالعات و پژوهش هاي چنداني روي آن انجام نمي شود تا از بروز آن جلوگيري شود. آمارها نشان مي دهد تجرد قطعي دختران در کشور ما در حال افزايش است؛ پديده اي که مي تواند زمينه ساز آسيب هاي زيادي شود اما با راهکارهاي ديني و علمي و ترويج اخلاقيات مي توان از افزايش آن جلوگيري کرد و آسيب هايش را به حداقل رساند. دکتر محمدتقي کرمي، عضو هيئت علمي گروه مطالعات زنان دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي و مديرگروه مطالعات اجتماعي و روانشناسي و تربيت مرکز تحقيقات زن و خانواده در گفت وگو با همشهري آيه به بررسي دلايل اين پديده اجتماعي پرداخته است:

* در اين که سن ازدواج دختران و پسران در کشور بالا رفته شکي نيست اما بعضي دليل اصلي بالا رفتن سن ازدواج در دختران ايراني را کاهش علاقه آن ها به زندگي مشترک مي دانند و معتقدند برخي دخترها ترجيح مي دهند زندگي مجردي داشته باشند. چنين استدلالي را قبول داريد؟

- خير، به طور کلي اين طور نيست. ممکن است در دوره اي به دليل تغيير ذائقه، ارزش ها و علاقه به مدرن شدن، برخي دختران تجرد را انتخاب و در مقابل ازدواج مقاومت کنند ولي در مرحله بعد همين دخترها تمايل زيادي به ازدواج دارند. منظورم اين است که دختران ايراني به تجرد به عنوان يک استراتژي فکر نمي کنند. شايد در دوره اي به خاطر ادامه تحصيل، انتخاب و رسيدن به همسر مناسب، شغل و... ازدواج نکنند اما اين شرايط دائمي نيست و عده اي با تأخير بالاخره زندگي متأهلي را شروع مي کنند. به نوعي مي توان گفت اگر آمار تجرد بالا رفته دليلش اختياري نيست بلکه يک تجرد ناخواسته است و به دختران ما تحميل شده.

* چه دليلي براي ناخواسته بودن تجرد وجود دارد؟

- مجموعه اي از عوامل گوناگون عيني و ذهني دست به دست هم داده تا اين پديده رخ دهد. از جمله عوامل عيني مسئله جمعيت است. ما در دو دهه 40 و 60 نوسانات جمعيتي داشتيم. همين افزايش و کاهش جمعيت نوساناتي را ايجاد کرد. از آنجا که ما در کشورمان الگوي فاصله سني ازدواج دختر و پسر را داريم و اين فاصله سني معمولاً سه يا چهار سال است، اين نوسانات تعداد دختران و پسران در آستانه ازدواج را به هم ريخته است. به عبارت ديگر با الگوي رعايت فاصله سني، دختراني که در دوره افزايش جمعيت بودند بايد با پسراني که چهار سال بزرگ تر از خودشان هستند و در دوره کنترل جمعيت به دنيا آمدند، ازدواج کنند. طبيعتاً آمار پسرهاي اين دوره کمتر است. براي اين که دقيق تر صحبت کنم آمار سازمان ثبت احوال کشور را مي گويم. در آخرين سرشماري، مردان ۳۰ تا ۳۴ ساله ازدواج نکرده ۵۵۸ هزار و ۶۹۹ نفرند. اين آقايان بايد طبق الگوي فاصله سني با دختران ۲۵ تا ۲۹ ساله ازدواج کنند. آمار دختران اين سن يک ميليون و ۱۳۰ هزار و ۶۲۷ نفر است. همچنين آقايان ۲۵ تا ۲۹ ساله يک ميليون و ۷۵۶ هزار و ۶۰۷ نفرند که بايد با دختران ۲۰ تا ۲۴ ساله ازدواج کنند. آمار اين دختران يک ميليون و ۹۸۲ هزار و ۹۵۴ نفر است. بنابراين مي توان مشاهده کرد که اين شوک هاي جمعيتي يکي از دلايل تجرد دختران مي شود.

به عبارت ديگر مشکل ما زياد بودن دختران در سن ازدواج نيست بلکه مشکل ما تنظيم جمعيت است.

* موضوعي که اين روزها نگران کننده شده، خطر افزايش سن جوانان در تجرد قطعي است. دليل اين پديده چيست؟

- تجرد قطعي به وضعيتي گفته مي شود که پسر يا دختر رده هاي سني خاصي را پشت سر مي گذارد و امکان ازدواج را از دست مي دهد. اگر دختران از سن خاصي بگذرند، احتمال ازدواج آن ها پايين مي آيد. البته اين طور نيست که ديگر فرصت ازدواج براي آن ها پيش نخواهد آمد اما احتمال آن به حداقل مي رسد. دليلش هم اين است که برخي دختران سن ازدواج را به تأخير مي اندازند چرا که ساختار زندگي شان تغيير کرده است. در برخي خانواده ها اين طور جا افتاده که يک دختر امروزي ابتدا بايد درس بخواند، کار مناسب پيدا کند و موقعيت شغلي به دست آورد و بعد از همه اين موارد به ازدواج فکر کند؛ درست زماني که ديگر، نيازهاي جسمي، روحي، جواني و حتي شانس هاي ازدواج خود را از دست داده است، همچنين موارد ديگر مانند رشد فرهنگي يا بلوغ ديررس اجتماعي دختران و پسران، مهاجرت، تحصيلات عاليه و در کنار همه اين ها موضوع مدرن شدن از دلايل تجرد قطعي هستند.

* البته دليلي که زياد شنيده مي شود اين است که آقايان نسبت به گذشته کمتر براي ازدواج قدم پيش مي گذارند!

- اصلاً اين طور نيست. فکر مي کنيد اکنون ما چقدر پسر مجرد بالاي ۳۰ سال داريم؟ اگر نگاهي به آمارها بيندازيم و به عرف جامعه توجه کنيم جواب اين سوال را مي توانيم پيدا کنيم.

* اصلاً تجرد دختران چه پيامدهايي مي تواند داشته باشد؟

- پيامدهاي متفاوتي دارد. مي دانيم که بسياري از خانم ها در کنار علاقه به محبت و بروز احساسات به همسر، به شدت حس مادر شدن را دوست دارند و اين يک نياز واقعي در وجود آن هاست. عامل ديگر مسائل اقتصادي است. وضعيت اقتصادي خانم هاي جامعه ما به حدي خوب نيست که بتوانند روي پاي خودشان بايستند. اين موارد نيازهايي هستند که تنها با ازدواج تأمين مي شود و در غير اين صورت عواقب منفي را به دنبال خواهند داشت.

* راهکارهايي هم مي توان براي اين مشکل پيدا کرد؟

شايد نتوان راهکار مشخصي را ارائه داد يا ازنهاد و مسئول خاصي انتظار داشت که فکري براي متأهل شدن اين دختران بکنند. به نظر من کاري که شايد بهتر باشد دولت انجام دهد حمايت از دختراني است که در دوره تجرد قطعي قرار دارند. آموزش و ترويج اخلاقيات و حمايت از نظر وضعيت مالي، بيمه، مسکن و... مي تواند از راهکارهاي موثر باشد.


Header