Header Header
۱۳ تير ۱۳۹۴ - ۰۸:۱۱
كدخبر: ۹۱۶۰۰
اميرحسين يزدان پناه

رئيس جمهور اخيرا در جمع استانداران با اشاره به ماجراي صلح امام حسن مجتبي (ع) گفت: «امام حسن(ع) مي‌خواهند به ما ياد بدهند که بايد به مصلحت امت و خواست مردم و جامعه توجه کرد و به نفع امت و جامعه اسلامي تصميم گرفت...شجاعت در مراحل و مقاطع مختلف و در برابر شرايط گوناگون تاريخي معناي خاص خود را دارد و امام حسن مجتبي(ع) آن تصميم سخت را اتخاذ کردند و ما هم بايد راه و مسير امام حسن مجتبي (ع) را دنبال کنيم.» در بدو ورود به صحبت هاي اخير دکتر روحاني با 2 موضوع روبه رو هستيم. نخست، چيستي صلح امام حسن مجتبي (ع)، دوم، الزامات توجه به جملات و تعابيري که مقامات کشور اين روزها به کار مي برند با توجه به شرايط حساس مذاکرات هسته اي.

آيا امام حسن مجتبي (ع) با 30 هزار سپاهي براي صلح به مدائن رفت؟

واقعيت اين است که اگر قرار است درباره صلح امام حسن (ع) و يا هر واقعه تاريخي ديگر تفسيري ارائه شود لازم است که زمينه هاي شکل گيري واقعه (اعم از شرايط زماني و سياسي و ...) مطرح شود و سپس آن را با شرايط حال مقايسه کنيم. در همين چارچوب مهم است که بدانيم: «اولا صلح چگونه شکل گرفت؟ دوم اين که مفاد صلح عزت آفرين بود يا نه؟ سوم هم اين که نتيجه آن صلح چه شد؟» به بيان ديگر همه اين ابعاد را بايد با هم تحليل و تفسير کرد. بيان اين نکات مهم از ماجراي صلح امام حسن(ع) خود محتواي چندين کتاب و مقاله شده است و در اين مقال اندک نمي گنجد(1) اما به طور مختصر روند اتفاقات سال 41 هجري پس از شهادت اميرالمومنين(ع) به اين صورت است که عده زيادي از مردم کوفه با بيعت با امام حسن مجتبي (ع) زعامت ايشان را پذيرفتند. در شام اما مردم با معاويه بيعت کرده بودند و همين موضوع باعث شد کوفيان از حضرت براي اعزام سپاهي به شامات و نبرد با معاويه اجازه خواستند. سرانجام پس از تحولات مختلف سپاه امام که برخي منابع تاريخي آن را تا 30 هزار نفرنقل کرده اند در منطقه ساباط مدائن خيمه زد. معاويه اما با کمک مشاوران خود در سپاه امام فتنه ايجاد کرد و در کنار آن با تطميع برخي از فرماندهان به نام سپاه آن حضرت، مانند ابن عباس، سپاهيان ايشان را فريفت و حضرت در شرايطي قرار گرفت.(که برخي منابع تاريخي روايت مي کنند تنها 17 نفر براي ايشان باقي مانده بود) در چنين شرايطي امام حسن مجتبي(ع) صلح با معاويه را اولا با هدف نشان دادن چهره منافقانه معاويه که در لباس يک عنصر صلح خواه ظاهر شده بود و دوم براي حفظ اصل اسلام از گزند آسيب هاي احتمالي، پذيرفتند. نتيجه صلح نامه دقيق حضرت نيز آن بود که مفاد آن چنان دقيق نوشته شده بود که معاويه به آن عمل نکرد و با تعيين يزيد به جاي خود، و برخي ديگر از اقدامات، صلح نامه را نقض کرد و پس از آن تحولات به نحوي پيش رفت که به واقعه عاشوراي سال 61 هجري و آن واقعه عظيم تاريخ کشيده شد. بنابراين 4 نکته در اين ماجرا مهم است: 1- اين که حضرت امام حسن مجتبي (ع) از کوفه که حرکت کردند براي نوشتن صلح به مدائن نرفتند بلکه عازم نبرد با معاويه به عنوان نماد نفاق در جامعه اسلام بودند. 2- ضعف حاميان امام و سپاهيان حضرت و نيز فتنه معاويه شرايط را به سمت صلح برد.3- مفاد صلح به نحوي نگارش شد که در نهايت چهره معاويه و بني اميه را رسوا کند و در نهايت نيز چنان شد.4- صلح امام حسن(ع) با نماياندن چهره نفاق بني اميه، زمينه ساز واقعه عاشورا و حرکت نظامي امام حسين(ع) شد و به قول شيخ راضي آل ياسين «کربلا پيش از آنکه حسينى باشد حسنى بود.»(2) براين اساس اين که شرايط امروز ما با صلح امام حسن (ع) تطبيق مي کند يا ديگر زمان ها، جاي بحث دارد اما به نظر مي رسد که مطابق تصميم امام حسن(ع) به صلاح نباشد که ما اکنون تصميم به جنگ با دشمن بگيريم. چه اين که با توجه به تبعيت و سلامت دولتمردان در اجراي الزامات و مصالح نظام و نيز حمايت بيش از 80 درصدي مردم از تصميمات نظام (مطابق نظر سنجي هاي مختلف ازجمله نظر سنجي اخير دانشگاه هاي تهران مريلند)، جمهوري اسلامي در شرايط ضعف در تصميم گيري که بر امام حسن (ع) تحميل شد قرار ندارد. البته مي توانيم از صلح نامه عزتمندانه امام حسن(ع) که در شرايط ضعف صورت گرفت اين درس را بگيريم که حالا که ما در شرايط قوت قرار داريم بايد فقط توافقي عزتمندانه و مطابق منافع ملي را امضا کنيم. خلاصه اين که به نظر مي رسد، در هرگونه تفسير واقعه مهم صلح امام حسن(ع) که خود به واقعه اي مهم تر همچون عاشورا منتهي شد و نيز مطابقت آن با شرايط کنوني بايد زمينه هاي آن را در نظر داشت و از تفسير بخشي و جزئي آن خودداري کرد.

الزامات کنوني کشور و تعابير مسئولان

اما فارغ از آن چه دربالا به آن اشاره شد، نکته مهم ديگري نيز وجود دارد و آن اين که در شرايط حساس مذاکرات هسته اي که غرب به خصوص آمريکا مترصد فشار بيشتر به ايران و گرفتن امتيازات بيشتر است، يکي از الزامات مسئولان اجرايي و تاثيرگذار کشور اين است که مراقب کلمات و عبارات خود باشند. مذاکرات در وقت اضافه به سر مي برد و در اين شرايط خطير قطعا ايجاد دوگانه معيشت- مذاکرات يا جنگ- مذاکرات يا ... نه به صلاح کشور است و نه به صلاح نتايج مذاکرات. بدون شک بيان جملاتي که ممکن است از آن تعبير به ضعف يا عقب نشيني شود هميشه مذموم است و در شرايط حساس کنوني از هيچ کس پذيرفته نيست. چرا که دشمن را به طمع بيشتر مي اندازد و ازاين منظر فشارها و زياده خواهي ها آن هم در دقيقه 90 بيشتر و خطرناک تر مي شود. اگر قرار است «توافق خوب» شکل بگيرد، به جز مذاکره کنندگان امين مورد اعتمادي که در وين داريم، مسئولان و مقامات اجرايي دست اندرکار نيز نبايد با عبارات و کلماتي که مي گويند دست تيم هسته اي را ببندند؛ ان شاء ا... .

ارجاعات:

1- يکي از کتاب هاي مطرح در اين زمينه کتاب «صلح امام حسن(ع)؛ پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه تاريخ» نوشته «شيخ راضي آل ياسين» و ترجمه حضرت آيت ا... خامنه اي است.

2- همان


Header