Header Header
۳۱ تير ۱۳۹۴ - ۱۲:۲۲
كدخبر: ۹۱۹۶۷
«پرونده هسته‌اي به مثابه آزموني ملي» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم دکتر عبدالرحمن حسني‌فر (استاد دانشگاه) است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

اينکه ايراني‌ها در بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، با برخي کشورها مثل ايالات متحده آمريکا وارد مذاکره نشده اند يا اينکه مذاکره نکردند با واقعيت تاريخي جامعه ما تطابق ندارد. بوده مواردي که بر سر برخي موضوعات گفتگوهايي از سر جبر، صورت گرفته است اما طبعا محدود هم بوده و جنبه تاکتيکي داشته است و نه استراتژيکي.

آنچه در مورد «مذاکره» قابل ذکر است به نظر اين نکته است که مذاکره يا ديپلماسي ابزار يا روش نوين «جنگ» است و اين البته با فرض وجود جنگ در عرصه روابط بين‌الملل است که به نظر واقعيتي انکار‌ناپذير است.هر چند برخي معتقدند که موضوع محوري در عرصه روابط بين‌الملل «همکاري و وابستگي‌هاي متقابل» است اما اين موضوع محوري، در عين مطرح بودن آن به عنوان اصلي مهم، تحت‌الشعاع واقعيتي غير‌قابل انکار به نام «نظام قدرت» در عرصه بين‌الملل است که منطق آن توزيع قدرت بر‌اساس ساختار طراحي شده «غرب» است که در آن به راحتي براي برخي کشورها فرصت و مجال ظهور و بروز وجود ندارد. اما در اينکه کشورها مي‌توانند در اين فضا به اهداف حداقلي خود برسند هم نبايد ترديد کرد ولي نحوه وصول به اين اهداف از اهميت زيادي برخوردار است.

شايد يک گام مهم در اين زمينه آشنايي با منطق پيشبرد اهداف است. اصولا «سياست» به معني «تصميم در موقعيت» است. يعني در موقعيت پيش آمده بهترين تصميم چيست که اخذ شود. زمان دکتر محمد مصدق که در مورد ماجراي ملي شدن صنعت نفت مذاکره صورت گرفت، در آن زمان، مذاکره با طرف‌هاي مقابل با دخالت سازمان‌ها و کشورهاي قدرتمند با يک اشکال جدي مواجه شد و آن اين بود که ظاهرا نتوانست بهترين تصميم را بگيرد و با رد پيشنهادهايي چون بانک جهاني کشور را به کودتا رساند و اين يک شکست مديريتي محسوب مي‌شود.

در حال حاضر در مورد پرونده هسته‌اي که مجدد ايران و البته نظام بين‌الملل در بعد تاريخي آن در آزمون مذاکره‌اي حساس قرار گرفته اين نکته قابل توجه است که از تاريخ درس گرفته شود يعني حتما عوامل شکست و ناکامي‌ دوره مصدق مجدد تکرار نشود. يعني ترس از سازشکار خطاب قرار دادن عملکرد تيم ديپلماسي به عنوان عامل تاثير‌گذار، برجسته نشود و اين البته منوط به شفاف‌سازي موضوعات تصميم‌گيري است که ظاهرا در مورد پرونده هسته‌اي تا حدودي انجام شده است.

هر چند وضعيت فعلي جامعه ايران بخاطر وقوع انقلاب اسلامي‌قابل مقايسه با زمان مصدق نيست اما منطقه خاورميانه در حال حاضر در وضعيت وخيمي‌قرار دارد و موج خشونت و افراطي‌گري و دخالت گروه‌هاي تندرو و کشورهاي ديگر در داخل منطقه به حدي است که به هوش بودن اصلي ضروري به حساب مي‌آيد.

در مورد پرونده هسته‌اي ايران يک اجماع ملي داخلي وجود دارد که در عين حفظ دستاوردها و حقوق هسته‌اي گفتگو صورت گيرد و فشارهاي ناشي از آن هم کم شود. هم مردم و هم احزاب و هم دستگاه ديپلماسي، همه دنبال يک هدف هستند و اين واقعيتي مهم است.

اما نکته مهم و قابل ذکر اين است که هيچ فرد، گروه و جناحي نبايد تلاش‌هاي اين حوزه را به نفع خود مصادره کند. همه در اين امر دخيلند و البته وظيفه تيم مذاکره‌کننده طبعا سخت تر است چون آنها در ميدان عمل و مستقيم مواجهه قرار دارند و نقششان در حرفه‌اي‌گري بيشتر از همه نيروهاي پشت صحنه است.

Header