Header Header
۳۱ تير ۱۳۹۴ - ۱۱:۳۸
كدخبر: ۹۱۹۸۱
«چرا توافق هسته‌اي را بايد شبيه «اسب تروا» ديد؟» عنوان يادداشت روز روزنامه وطن امروز به قلم دکتر تقي راستگو است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

گزاره «پايان مناقشه هسته‌اي ايران با غرب» در حالي تبديل به «شاه‌بيت» برخي رسانه‌هاي داخلي کشور شده که با رصد اظهارات متناقض برخي مقامات رسمي دولت ايالات متحده در چند روز اخير به نظر مي‌رسد بايد به جاي «پايان مناقشه» از «آغاز فاز جديد مناقشه ايران با غرب» سخن به ميان آورد. در حالي که مقامات دولت ايران سرمست از پيروزي در مذاکرات از دوستي و تعامل حداکثري با کشورهاي دنيا بويژه قدرت‌هاي غربي دم مي‌زنند، مقامات رسمي و حکومتي آمريکا همچنان بر امکان استفاده از گزينه نظامي عليه ايران تاکيد دارند.
سخنان «جاش ارنست» سخنگوي کاخ‌ سفيد در روزهاي اخير نمونه‌اي آشکار از اظهارات پر تناقض مقامات آمريکا درباره موضوع هسته‌اي ايران است. وي با تاکيد بر تقويت گزينه نظامي آمريکا عليه ايران در دوران پس از توافق هسته‌اي گفت: ‏«نکته کليدي اين است که پس از ‏توافق، گزينه نظامي نه‌تنها کنار نمي‌رود بلکه تقويت هم مي‌شود، چراکه طي اين سال‌ها ما [آمريکا و اسرائيل] جزئيات ‏بيشتري از برنامه ‏هسته‌اي ايران جمع‌آوري خواهيم ‏کرد».‏ وي در اظهاراتي شگفت‌انگيز و گستاخانه تصريح کرد: «زماني که وقت تصميم‌گيري فرماندهان نظامي آمريکا و اسرائيل درباره ‏هدف‌گيري مي‌رسد، به دليل ‏اطلاعاتي که طي اين سال‌ها به لطف رژيم بازرسي‌ها جمع‌آوري کرده‌ايم، آن تصميمات به طرز ‏چشمگيري مبتني بر اطلاعات ‏بوده و توانمندي‌هاي ما ارتقا يافته‌اند».‏
شايد در نگاه اول و به تعبير بسياري از دولتمردان يازدهم اين اظهارات تنها براي مصرف داخلي(!) کاربرد داشته باشد لکن با مروري بر تعارض‌هاي آشکار ميان ايران و آمريکا که در روزهاي اخير توسط امام خامنه‌اي رهبر حکيم انقلاب براي چندمين بار مورد تاکيد قرار گرفت و نيز بررسي ادبيات مربوط به «عمليات فريب»، نه بايد و نه مي‌توان نسبت به اينگونه اظهارات بي‌توجه بود. رهبر بصير انقلاب در آخرين رهنمودهاي حکيمانه‌شان در خطبه‌هاي نماز عيد سعيد فطر در همين رابطه فرمودند:
«با اين مذاکرات و با متني که تهيه شده است، در هر صورت سياست ما در مقابل دولت مستکبر آمريکا هيچ تغييري نخواهد کرد. همان‌طور که بارها تکرار کرده‌ايم، ما با آمريکا درباره مسائل گوناگون جهاني و منطقه‌اي مذاکره‌اي نداريم؛ در مورد مسائل دوجانبه مذاکره‌اي نداريم؛ گاهي در موارد استثنايي مثل اين مورد هسته‌اي، براساس مصلحت، مذاکره کرده‌ايم؛ اين مورد هم فقط نبوده است، قبل از اين هم مواردي بوده است که من در سخنراني‌هاي عمومي قبلي به آنها اشاره کرده‌ام. سياست‌هاي آمريکا در منطقه با سياست‌هاي جمهوري اسلامي ۱۸۰ درجه اختلاف دارد».
همين مواضع صريح نشان از تعارضات جدي ايران با دولت آمريکا دارد. بر همين اساس است که صحبت از دستيابي به توافق و تفاهم بر سر حتي موضوع هسته‌اي چندان واقع‌بينانه به نظر نمي‌رسد. بنابراين مي‌توان اظهارات روزهاي اخير مقامات آمريکايي از جمله سخنگوي کاخ‌ سفيد و همچنين «اشتون کارتر» وزير دفاع آمريکا که ديروز در فلسطين اشغالي سخناني مشابه «جاش ارنست» بيان کرد را نشانه‌اي بر عمليات فريب رژيم آمريکا عليه جمهوري اسلامي ايران دانست. عملياتي که تفاهم و توافق موقت هسته‌اي در وين اتريش تنها بخشي از آن است.
در ادبيات مربوط به موضوع فريب در مطالعات استراتژيک غالباً بنا به سطح و برد اثرگذاري، فريب را به 3 دسته «فريب عملياتي»، «فريب تاکتيکي» و «فريب استراتژيک» تقسيم مي‌کنند. چنانچه آثار و نتايج طراحي‌شده براي عمليات فريب، موجب وارد آمدن ضربات بسيار شديد شود و هزينه‌هاي غيرقابل جبراني را که موجب وارد آمدن آسيب‌هايي با تاثيرات بلندمدت يا دائمي بر حريف شود به دنبال داشته باشد، آنگاه آن فريب، فريب استراتژيک ناميده مي‌شود. نکته حائز اهميت آن است که اقدامات فريب دولت ايالات متحده عليه دولت‌هاي مخالف خود از مشهورترين نمونه‌هاي فريب استراتژيک در طول تاريخ معاصر به شمار مي‌آيد. 
با مروري بر تک‌تک عبارات مطرح‌شده از سوي دولتمردان آمريکايي در روزهاي اخير- بويژه نمونه‌هاي اشاره‌شده- توافق اخير هسته‌اي نيز بخشي از عمليات فريب آمريکا عليه ايران است. عمليات فريبي که به حسب ابعاد و برد آثارش قطعاً بايد به‌عنوان عملياتي «استراتژيک» از آن نام برد. اين مهم آنجا بيشتر خودنمايي مي‌کند که نگاهي به تصويب قطعنامه 2231 شوراي امنيت و بويژه موضوعاتي چون «مکانيسم ماشه» اندازيم.
آنگونه که از شواهد و قرائن موجود پيداست، غرب به دنبال آن است تا مطابق با اظهارات «جاش ارنست» ضمن افزايش اطلاعات خود از توان نظامي و تسليحاتي ايران، مقدمات لازم براي تهاجم نظامي احتمالي عليه کشورمان را فراهم آورد. بر همين اساس مي‌توان توافق وين را به اسب تروايي تشبيه کرد که قرار است با خود جنگاوران غربي (بخوانيد جاسوسان اسرائيل) را به طور پنهان وارد حريم‌هاي نظامي- امنيتي کشور کند. بر همين اساس مي‌توان با بهره‌مندي از داستان تاريخي جنگ تروا، توافق هسته‌اي ايران با غرب در پايتخت اتريش را اينگونه بازخواني کرد:
«غرب (يونان) پس از آنکه نتوانست پس از سال‌ها محاصره و تحريم اقتصادي، ايران (تروا) را به زانو درآورد بر آن شد تا با طرح‌ريزي عمليات فريبي به نام توافق هسته‌اي (اسب تروا) به تقابل با ايران (تروا) بپردازد. بر همين اساس با پنهان کردن سربازان خود در داخل توافق هسته‌اي (اسب زيباي تروا) ضمن وسوسه و فريب سربازان ايراني (سربازان تروا) موجبات ورود بي‌سر و صداي جنگاوران خود به قلب ايران (تروا) را فراهم کرد و توانست پس از چند دهه محاصره و تحريم ناموفق، ايران (تروا) را به زانو درآورد».
در پايان بر اين نکته بايد تاکيد کرد و نسبت به آن گله نمود که دولتمردان حامي نقد(!) اين ادعا را درباره غربي‌ها (مثلا اظهارات سخيف ارنست و کارتر) کاملا رعايت مي‌کنند و با سمحه و سهله از کنار تهديدات آمريکايي‌ها مي‌گذرند ولي کافي است يک کارشناس فني يا يک تحليلگر به قسمتي از توافق خرده بگيرد، داغ و درفش را آماده مي‌کنند!
ضروري است سخنگوي محترم دولت، پاسخي متناسب به اظهارات زشت همتاي خود در آمريکا بدهد.

Header