Header Header
۰۵ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۵:۴۴
كدخبر: ۹۲۱۸۳
متن پيش رو در جوان منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست

ساده‌لوحي است که فکر کنيم نبرد و درگيري امريکا با جمهوري اسلامي ايران با تفاهم دو کشور بر سر پرونده هسته‌اي به پايان خود مي‌رسد و بار ديگر روابط ايران با ايالات متحده به دهه 40 و 50 شمسي بر‌مي‌گردد. 
دلايل و استدلال‌هاي فراواني را مي‌توان براي چنين نظريه‌اي ذکر کرد که شايد در اين مجال نمي‌توان به همه آن پرداخت اما آنچه چنين مسئله‌اي را تقويت مي‌کند و به عنوان يک اصل با‌ثبات شکل مي‌دهد، اظهارات مقامات رسمي و غير‌رسمي ايالات متحده امريکا- طي هفته‌هاي اخير - درباره ايران است که به خوبي نشان مي‌دهد که دشمني سران اين کشور با جامعه ايراني فرجام مشخصي ندارد و تنها در يک صورت معنا و مفهوم پيدا مي‌کند و آن تغيير حاکميت در ايران و در نهايت حرف‌شنوي مطلق مقامات کشورمان از دولتمردان ايالات متحده است. 
هدفي که امريکايي‌ها شرايط تحقق آن را از مسيرهاي متفاوت امتحان کرده و تاکنون به نتايج دلخواه نرسيده‌اند؛ اما بايد تأکيد کرد، از جمله اين مسيرها که امريکايي‌ها همچنان به آن دل بسته و اميدوارند که از حرکت در آن به هدف نهايي خود که همان فروپاشي ايران از درون است برسند، مسير مطبوع جماعتي است که به «تجديدنظرطلبان» مشهور هستند؛ جرياني که از لحظه شکل‌گيري فعاليت‌هاي سياسي خود تاکنون توانسته به خوبي در جهت بادي که از سمت واشنگتن مي‌وزد حرکت کند و بارها لبخند رضايت را برلبان مقامات کاخ سفيد بنشاند. 

تجديدنظرطلبان هميشه براي امريکايي‌ها قابل تکريم‌ هستند
به عبارت بهتر يکي از اصول بي‌بديل سياست خارجه ايالات‌متحده امريکا طي سه دهه اخير «براندازي حاکميت در جمهوري اسلامي ايران» بوده؛ موضوعي که رسماً از سوي مقامات غربي هم مورد تأکيد قرار گرفته است. 
يکي از مهم‌ترين ابزارهاي نظام سلطه براي رسيدن به چنين هدفي تقويت جريان همسو با غرب در داخل کشور است، جرياني که توانسته طي سال‌هاي اخير بسياري از اهداف غرب در داخل را به سرانجام رسانده و همگام با مقامات امريکايي قدم بردارد. 
بر همين اساس منزوي شدن جماعت تجديد‌نظرطلب طي يک دهه اخير اصلاً براي حاميان بيروني آنها قابل تحمل نبوده و آنها را به صرافت انداخته تا به هر شکل ممکن بار ديگر بازگشت رسمي اصلاح‌طلبان تندرو به قدرت را مقدمه‌سازي کنند. 
صحبت‌هاي دو روز گذشته وزير امور خارجه امريکا و همچنين سخنان چندي پيش رئيس‌جمهور اين کشور در مصاحبه با راديو ملي اين کشور هم به‌خوبي نشان مي‌دهد که جماعت تجديدنظرطلب همچنان براي امريکايي‌ها حائز اهميت بوده و نقطه اميدبخش آنها در جمهوري اسلامي ايران به شمار مي‌روند. 

تأکيد بر ادامه فشارهاي اقتصادي 
جان کري در جلسه سؤال و جواب در شوراي روابط خارجي امريکا بار ديگر سخنان قابل‌توجهي را بر زبان آورد که نمايانگر پايان ناپذيري دشمني مقامات اين کشور با جامعه ايراني است. وي در بخشي از سخنان خود به تلويح اشاره مي‌کند که سران ايالات‌متحده امريکا همچنان 
اميدوارند - که با اعمال تحريم‌هاي اقتصادي ضمن افزايش مشکلات معيشتي مردم و به‌وجود آمدن معضلاتي مانند بيکاري و تورم – نارضايتي اجتماعي به‌وجود آورند و مردم را در مقابل حاکميت قرار دهند؛ شبيه همان چيزي که جماعتي در سال 88 صورت دادند و تلاش کردند با ايجاد نافرماني مدني استحاله رسمي نظام را عملياتي کنند. 
کري در اين باره توضيح مي‌دهد:‌ «گذشت 15 سال مي‌تواند تغييرات زيادي در ايران ايجاد کند.... باور من اين است که در 15 سال، در يک کشور اتفاقاتي مي‌افتد. اگر به ايران امروز نگاه کنيد، مي‌بينيد که کشوري داراي مردمي با تحصيلات است که پيش‌تر با همه کشورهاي منطقه از جمله اسرائيل روابطي دوستانه داشت. مي‌دانيد که سرزمين پارس، تاريخي طولاني دارد و واقعيت اين است که اين جوانان که 25‌درصد آنان بيکار هستند، آينده مي‌خواهند. اگر به تهران برويد، من نبوده‌ام ولي دوستان من که رفته‌اند به من گفته‌اند که جوانان به دنبال گوشي‌هاي هوشمند هستند و مي‌خواهند بخشي از دنيا باشند. من نمي‌دانم تا 15 سال ديگر چه اتفاقي مي‌افتد جز اينکه مي‌دانم اتفاقات زيادي روي مي‌دهد. مسئله اينجاست که شما نمي‌توانيد تغيير را خلق کنيد بلکه بايد احتمالات را بيازماييد....» 

اوباما: توافق هسته‌اي، ميانه‌روها را در ايران تقويت مي‌کند!
زماني مي‌توانيم مفهوم واقعي سخنان جان کري را لمس و منظور وي از بهره‌برداري از نيازهاي و مشکلات جوانان کشور را درک کنيم و سهم جريان مدعي اصلاح‌طلبي از اهداف عالي مقامات امريکايي را دريابيم که به سخنان چند هفته پيش اوباما نگاهي گذرا بيندازيم. وي در مصاحبه با راديو ملي کشورش تأکيد مي‌کند: «من سعي ندارم از (پاسخ به) سؤال شما اجتناب کنم. فکر مي‌کنم در داخل ايران رويکردهاي متفاوتي وجود دارد. من فکر مي‌کنم تندروهايي داخل ايران هستند که فکر مي‌کنند کار درست براي انجام دادن مخالفت با ما، جست‌وجو و تلاش براي نابودي اسرائيل و ايجاد خرابي در مکان‌هايي چون سوريه يا يمن و لبنان است.» 
رئيس دولت امريکا در ادامه به‌صورت ضمني از جماعت مدعي اصلاح‌طلبي در داخل نام برده و از لزوم جلب نظر آنها توسط کشورش سخن به ميان مي‌آورد: «همچنين فکر مي‌کنم ديگراني در داخل ايران هستند که فکر مي‌کنند اين کار غيرسازنده است و ممکن است اگر ما اين توافق هسته‌اي را امضا کنيم، ما دست (توان) آنهايي را که نيروهاي ميانه‌روتر داخل ايران هستند، تقويت کنيم. اما موضوع کليدي که مي‌خواهم مطرح کنم آن است که توافق (هسته‌اي) اين موضوعات را در نظر نمي‌گيرد. حتي اگر اين تغييرات رخ ندهد، باز هم بسيار بهتر است که ما توافق را داشته باشيم.»
در حالي اوباما بار ديگر صحبت از روي کارآمدن جريان معتدل (بخوانيم تجديدنظرطلبان) مي‌کند که وي چند روز قبل از اين مصاحبه در گفت‌وگو با «ان‌پي‌آر» اعتراف مي‌کند مذاکرات هسته‌اي با ايران به دليل ناتواني امريکا از تغيير نظام ايران بوده است.

انديشکده ويلسون: هدف توافق، قرار دادن ايران در مسير اجتماعي‌ مطلوب امريکاست
اين در حالي است که رابرت ليتواک، کارشناس انديشکده ويلسون، در آخرين گزارش خود از سري «ديدگاه‌»هاي اين مؤسسه، توافق هسته‌اي بين ايران و امريکا را آغاز راه بحثي بزرگ‌تر مي‌خواند. به اعتقاد وي، اين توافق براي ايران هويت و مناسبات بيشتر با جامعه بين‌المللي را در پي دارد و براي امريکا به وجود آمدن سؤالاتي در مورد اينکه آيا رويکرد اين کشور در مورد «کشورهاي سرکش» تغيير پيدا کرده است؟
اين تحليلگر در ادامه اظهار مي‌کند‌:‌«هر چند اين توافق وجهه معامله را دارد، اما در بحث موضوع وسيع‌تري به نام تکامل اجتماعي ايران قرار مي‌گيرد. اوباما و رهبر ايران، هر کدام نگاه خود به توافق را دارند. اوباما، عملکردش در توافق را به لحاظ جنبه‌هاي مثبت معامله با ايران توجيه مي‌کند و معتقد است که اين توافق موجب تقويت جناح ميانه‌روي داخل ايران شده و ايران را در مسير اجتماعي مطلوب امريکا قرار مي‌دهد.»

با توجه به مواضع رهبر ايران، تنها راه ما تغيير رژيم در ايران است!
در هنگامه مذاکرات هسته‌اي ايران و 5+1 در شهر وين هم بسياري ديگر از شخصيت‌ها و رسانه‌هاي اين کشور بر تقويت جماعت تجديدنظرطلبان – که به باور آنها جريان معتدل در ايران است!- تأکيد مي‌کنند. 
برهمين اساس چند ساعت پس از بيانات مهم رهبر معظم انقلاب در جمع کارگزاران نظام و تعيين خطوط قرمز توافقنامه جامع هسته‌اي از سوي ايشان لس‌آنجلس تايمز در مطلبي به ديويد پرل تحليلگر لس آنجس تايمز در اين خصوص نوشت:‌«‌اگرچه دولت فعلي ايران با شعار گفت‌وگو با امريکا و رسيدن به توافق هسته‌اي بر سر کار آمد اما نبايد فراموش کرد دست و پاي اين دولت از قيد و بندهاي حکومت تندروي ايران رها نيست. بسياري از منتقدان اسرائيلي و سعودي مذاکرات معتقدند به جاي اتلاف وقت بر سر گفت‌وگوها، بايد به فکر تغيير رژيم در ايران بود. مشکل ما با رژيم ايران است.»

گزارش شوراي امور بين‌الملل روسيه از راهبرد امريکا: غرب به‌دنبال براندازي در ايران است
پس از سخنان رئيس‌جمهور امريکا در گفت‌وگو با راديو ملي اين کشور – که به قسمت‌هايي از آن اشاره شد - اين بار «شوراي امور بين‌الملل روسيه» در گزارشي از هدف غايي غرب در قبال کشورمان بيان مي‌کند:‌«توافق هسته‌اي، راهبرد امريکا را تغيير نمي‌دهد زيرا هدف واشنگتن تغيير نظام ايران که خارج از کنترل کاخ سفيد است و يک مسير سياسي مستقل را در منطقه دنبال مي‌کند، مي‌باشد.» 

توافق، زمينه‌ساز تغيير حاکميت در ايران
جکسون ديل چهره سرشناس امريکايي هم در مقاله‌اي روز 24 فروردين 1394 يعني 10 روز پس از بيانيه لوزان در روزنامه واشنگتن‌پست به صراحت از لزوم تقويت بيشتر جريان تجديدنظرطلب براي برآورده شدن خواسته‌هاي نظام سلطه ياد مي‌کند. 
در بخشي از اين مقاله اينگونه از راهبرد آينده امريکا عليه جمهوري اسلامي ايران ياد مي‌شود:‌«ايران باز هم به دنبال سلطه بر خاورميانه و از بين بردن اسرائيل خواهد بود...». اما مهم‌ترين بخش مقاله ديل آنجايي است که وي تأکيد مي‌کند عناصر تجديدنظرطلب در ايران سهم مهمي را از پيشبرد اهداف ايالات متحده در اختيار دارند و مي‌توانند به محقق شدن راهبرد اين کشور در مقابل کشورمان کمک شاياني کنند، بنابراين مهم‌ترين مسئله در مورد توافق اين نيست که تحريم‌ها با چه سرعتي لغو مي‌شود يا آيا بازرسي‌ها به اندازه کافي سختگيرانه است، مسئله، آن نيروهايي در ايران هستند که همانطور که اوباما به نيويورک تايمز مي‌گويد، معتقدند ما نيازي نداريم خود را کاملاً از زاويه ماشين جنگي خود ببينيم و بايد قوي‌تر شويم. 
شبيه اينگونه اهداف - که به بخشي از آن اشاره شد- بارها از سوي دولتمردان و رسانه‌هاي نظام سلطه مورد تأکيد قرار گرفته و عنوان شده که ايالات متحده امريکا راهبردش تغيير حاکميت در ايران بوده و براي رسيدن به اين از ابزارهاي مختلف استفاده مي‌کند. 
در نمونه‌اي ديگر فريدمن نويسنده معروف روزنامه نيويورک تايمز در آستانه مذاکرات لوزان در تحليلي با تأکيد بر آنکه «توافق نهايي زمينه تغيير رژيم را در ايران فراهم مي‌کند» بيان مي‌کند:«تنها روش تأمين امنيت درازمدت براي اسرائيل و همسايگانش و حتي براي بسياري از مردم ايران تغيير رژيم ايران است که بايد از داخل اتفاق بيفتد... به نظر من با توافقي که اوباما با ايران بر سر مسئله هسته‌اي انجام مي‌دهد امکان اين تغيير در داخل ايران فراهم مي‌شود.»

تقويت تجديدنظرطلبان با هدف تغيير نظام جزء لاينفک سياست‌هاي امريکا 
مستنداً و موجز بيان شد، امريکايي‌ها چه با توافق چه بي‌توافق به دنبال تغيير حاکميت در ايران هستند و اين گزينه را هيچ‌گاه رها نکرده و به عنوان يک راهبرد مدنظر دارند. اساساً به باور مقامات امريکايي‌ها رسيدن به توافق جامع با پارامترهاي مورد نظر آنها مي‌تواند مقدمات تغيير حاکميت در ايران را بهتر فراهم کند، چراکه نه تنها صنعت هسته‌اي ايران به عنوان قدرتي بازدارنده نابود شده بلکه با دسترسي به مراکز نظامي و دفاعي ايران مي‌توانند برآورد بهتر و دقيق‌تري از قدرت نظامي کشور به‌دست آورند تا در فرصت مناسب از آن بهره‌برداري کنند. آنها همچنين به روي کارآمدن جماعت تندروي تجديدنظرطلب طي سال‌هاي 94 تا 96 هم اميد بسته و انتظار دارند با روي کارآمدن اين جريان در رأس قدرت زمينه آشوب‌هاي خياباني و غائله‌سازي‌ها عليه حاکميت هم شکل گسترده‌اي به خود بگيرد.

*محمد اسماعيلي

Header