Header Header
۰۶ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۴:۰۳
كدخبر: ۹۲۲۳۱
 «مار و پله پيشرفته» عنوان يادداشت روز روزنامه وطن امروز به قلم مجتبي اصغري است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

1-تيم آمريکايي همواره بر سر ميزه مذاکرات از «روح کنگره» به‌عنوان بزرگ‌ترين مانع حاضر و ناظر بر سر راه پيشرفت برنامه‌هاي باراک اوباما در حل آنچه «بحران هسته‌اي ايران» خوانده مي‌شد، استعانت جست. به نحوي که بندهاي قابل توجهي از متن جمع‌بندي مذاکرات وين به صورت پيشدستانه با هدف جلب نظر موافق کنگره به تيم ايراني تحميل شد. از جمله مي‌توان به ابهامات گسترده در بخش مهم نحوه برداشته شدن تحريم‌هاي ايران در متن اشاره کرد. با تکيه بر متن برجام، مشخص نيست «زمان» و «نحوه» برداشته شدن تحريم‌هاي متنوع وضع شده ضد ايران در دولت و کنگره آمريکا کي و چگونه خواهد بود و به طور مثال کدام تحريم‌ها بناست در چه زماني «لغو» شود و کدام تحريم‌ها «تعليق»! آشفتگي اوضاع زماني مشخص مي‌شود که درک کنيم حتي خود تيم مذاکره‌کننده کشورمان نيز ظاهرا از چند و چون ماجرا مطلع نيست. به نحوي که ظريف در مجلس شوراي اسلامي در پاسخ‌دهي به سوالات نمايندگان مدعي شد هرگز کلمه «تعليق» در متن برجام استفاده نشده است، در حالي که علاوه بر 4 بار ذکر اين کلمه، در 11 بخش برجام از عبارت «توقف موقت» نيز استفاده شده است!
در مثالي دقيق‌تر مي‌توان به ترديد‌هاي ايجاد‌شده درباره برداشته شدن تحريم بانکي سوئيفت اشاره کرد. برداشت عراقچي، مذاکره‌کننده ارشدکشورمان از نحوه لغو اين تحريم چنين است: «از آنجا که در مرحله اول تمام کساني که به‌ دلايل اقتصادي و مالي در ليست تحريم‌ها قرار گرفته‌اند از ليست خارج مي‌شوند که بالاي ۸۰۰ نفر هستند بنابراين تحريم سوئيفت روي آنها هم برداشته خواهد شد. کساني که به‌دلايل مربوط به مسائلي مثل تسليحاتي، موشکي و اشاعه در ليست باقي مي‌مانند، سوئيفت فقط عليه آن افراد خواهد بود ولي در مجموع خود بانک‌ها و مؤسسات ايراني پس از اجراي توافق مشکلي درباره سوئيفت نخواهند داشت».
حال برداشت عراقچي از نحوه حل تحريم سوئيفت را با عبارت «عدم اعمال تحريم‌هاي جديد هسته‌اي» در متن برجام، در کنار يکديگر بگذاريد. به توصيف صريح جان کري از محدود کردن جمله مذکور به «بخش هسته‌اي» به شرط رضايتمندي همه کشورهاي عضو شوراي امنيت سازمان ملل و آژانس انرژي اتمي از اقدامات هسته‌اي ايران نيز توجه کنيد!...حاصل جمع حقوقي هر دو بخش اين مي‌شود که هر گاه آمريکا احساس کند لازم است ايران را بر سر يکي از اختلافات مهم منطقه‌اي فرضا مساله «سوريه» يا «يمن» يا حتي «ادامه عمليات پاکسازي داعش» در الانبار عراق و گسترش آن به سمت موصل، تحت فشار قرار دهد، مي‌تواند همچون گذشته يکي از بانک‌هاي مهم کشور مثل «بانک ملت يا ملي» را به علت انتقال مشکوک پول به حساب يک باند مواد مخدر مکزيکي- مشابه سناريوسازي قبلي سفير سعودي در آمريکا- يا جابه‌جايي پول براي حزب‌الله يا حتي پولشويي، تحريم کرده و سوئيچ بهره‌مندي از سوئيفت بين‌المللش را خاموش کند تا فرضا ايراني‌ها تحت فشار، تصميم به ايجاد تغييرات بيشتري در حوزه اصول سياست خارجي خود بگيرند! به اين ترتيب حتي در منظر ساير کشورها متهم به «بدعهدي» و عدول از مفاد توافق وين نيز نخواهند شد!
اين همان هدفي است که انديشکده رند وابسته به وزارت دفاع آمريکا، ضمن برپايي جشن «موفقيت ديپلماسي» براي کنگره، به صراحت به آن پرداخته است و از دولت آمريکا مي‌خواهد با ايجاد گره‌هاي بيشتر بر سر راه دولت ايران، مسير ايجاد تغييرات گسترده در «سياست خارجي ايران» را هموارتر کند.
اکنون حال صهيونيست‌ها و تندروهاي کنگره پس از تصويب چنين شاهکار حقوقي توسط جان کري و باراک اوباما را تصور کنيد... در چنين رويه حقوقي دقيقي، مسير خلف وعده نامحسوس و بازگشت به مسير قبلي چقدر براي آمريکا و اروپا راحت ترسيم شده است. آيا واقعا احتمال رد اين توافقنامه در کنگره وجود دارد؟ سايت لابلاگ وابسته به نومحافظه‌کاران آمريکا در تحليلي راهبردي ثابت مي‌کند «احتمال مخالفت کنگره با توافق وين صفر است!»
به اين ترتيب آمريکايي‌ها موفق شدند با بالانس صحيح قدرت ميان دولت و کنگره، امتيازات مهمي از تيم مذاکره‌کننده کشورمان بستانند و ايران را در يک «مار و پله پيشرفته» گرفتار کنند.
2- يک نشانه ديگر از هماهنگي تاريخي ميان دولت اوباما و کنگره اين کشور براي حل و فصل برنامه هسته‌اي ايران با نمايشي ديپلماتيک را مي‌توان در زمينه‌چيني‌هاي صورت گرفته در کنگره چند سال پيش از امروز مشاهده کرد. نمايندگان آمريکا مهر 91 راي به خروج گروهک منافقين از ليست گروه‌هاي تروريستي دادند. خرداد 92 منافقين در ليست لابي‌گرهاي کنگره آمريکا ثبت‌نام کردند. به اين ترتيب کنگره آمريکا علاوه بر ناياک، صاحب يک لابي ايراني ديگر شد که عملا از 2 مسير مختلف ديپلماسي آمريکا در برابر ايران را پيگيري مي‌کردند و در ظاهر بشدت با يکديگر درگير بودند! «ناياک» يا شوراي ملي ايرانيان آمريکايي و منافقين هر دو مدعي حل مساله هسته‌اي ايران از طريق تقويت دموکراسي و جلب بودجه و نظر کنگره آمريکا هستند. به نحوي که هدف نهايي هر دو لابي «ايران غيرهسته‌اي دموکراتيک» عنوان شده است. ناياک از طريق مدير ايراني- سوئدي خود تريتا پارسي بر سر ميز مذاکرات حاضر شد در حالي که پيش از دست دادن با هر دو تيم مذاکره‌کننده ايراني و آمريکايي، در کنفرانس هرتزليا با رؤساي سابق و فعلي موساد و سياستمداران مجري تز «تامين امنيت اسرائيل» بر سر يک ميز حاضر شده بود. رجوي نيز در شرايطي به شرکت در نشست برگزار شده در کميته فرعي «تروريسم، منع اشاعه و تجارت» کميته روابط خارجي مجلس نمايندگان آمريکا دعوت شد که در موضوع هسته‌اي ايران صاحب نظريه و برنامه عملياتي با هدف پشتيباني از ايده محبوب کنگره يعني «پرونده‌سازي دروغين» ضد برنامه هسته‌اي کشورمان به شمار مي‌رود.
به اين ترتيب عجيب نيست که واشنگتن پست در گزارش جديد خود مي‌نويسد: «جمعي از اعضاي برجسته و مقامات سابق امنيتي اسرائيل موافق توافق هسته‌اي وين هستند» و از افرادي همچون امي يلون رئيس سابق شين بت، افريم هالووي و عاموس يادلين رؤساي سابق موساد در تاييد گفته‌هاي خود نام مي‌برد. اينها همان کساني هستند که در جلسات مشترک مراکزي همچون ناياک و پاگواش و پلوشرز با تريتا پارسي و رضا مرعشي ناياکي و نمايندگان منافقين در «کنفرانس بن‌بست هسته‌اي ايران» در تل‌آويو بر سر يک ميز نشسته و راهکارهاي شکست ايران از درون را با صداي بلند مرور کردند.
جالب اينجاست که هنوز عده‌اي در داخل ايران وانمود مي‌کنند که ناياکي‌ها رابطان کنگره و ايران هستند اما چنين گمانه‌اي را در مورد منافقين، ديگر لابي‌گر ايراني کنگره مضحک مي‌خوانند و با اين حال از پس توجيه ارتباطات مشترک و سفرهاي مکرر هر دو گروه به اسرائيل به‌عنوان 2 لابي ايراني کنگره با هدف مشترک برنمي‌آيند! در اين ميان کنگره آمريکا به بهترين شکل ممکن با هدف امتيازگيري حداکثري از سياست خارجي ايران، مديريت همزمان 2 بازوي لابي‌گر ايراني خود را ادامه مي‌دهد و راکفلرها هزينه لابي‌گري هر دو مجموعه ناياک و منافقين را با گشاده‌دستي تامين مي‌کنند.
به همين دليل است که تاکيد داريم تيم مذاکره‌کننده آمريکا با مهندسي اطلاعات در مسير گفت‌وگوهاي مشترک، موفق شده برجام را با فرض تامين هدفگذاري صورت گرفته براي جلب نظر موافق کنگره، نگارش کند.
اکنون چشم ايرانيان به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي است تا با تحليل تقسيم وظايف دولت و کنگره آمريکا، اهميت و پيچيدگي راهبرد دشمن را درک کنند. برجام با وضعيت کنوني قطعا تامين‌کننده منافع مشترک آمريکا و اسرائيل خواهد بود و اصلي‌ترين هدف ايرانيان يعني «لغو تحريم‌هاي ظالمانه» را حتي با وجود تعطيلي بخش اعظم برنامه هسته‌اي کشورمان برآورده نخواهد کرد. اين مدعايي است که در طول چند مدت اخير مستندات بسياري در تاييد آن ارائه شد و هنوز فرصت براي محققان مجلسي باقي است.

Header