Header Header
۰۷ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۴:۲۳
كدخبر: ۹۲۳۰۰
«سفر فابيوس و ميهمان‌نوازي ايراني»عنوان يادداشت روز روزنامه شرق به قلم سيد محمدصادق خرازي است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد:

لوران فابيوس، وزير خارجه دولت سوسياليست فرانسه، امروز در تهران ميهمان همتاي ايراني خود محمدجواد ظريف است. جمهوري فرانسه به لحاظ تاريخي، تمدني و فرهنگي پيشينه‌اي مثبت در فرايند معادلات سياست خارجي و داخلي ايران داشته است. هرگاه دو دولت ايران و فرانسه از عهد دولت‌هاي پيشين قرن نوزدهم تاکنون توانسته‌اند به توسعه مناسبات خود بپردازند، عنصري خارجي در توقف يا در ايجاد انحراف در مناسبات استراتژيک بين اين دو کشور نقش بازي کرده است؛ دولت بريتانياي کبير، يا دول روسيه تزاري تا اتحاد جماهير شوروي، نقشي بازدارنده در توسعه مناسبات دو دولت تهران-پاريس ايفا مي‌کردند و اسناد تاريخي حکايت از اين دارد که چگونه به لطائف‌الحيلي در روند توسعه مناسبات دو کشور سنگ‌اندازي، توطئه يا خيانت‌هاي آشکار و نهان مي‌کردند. انقلاب اسلامي و ميزباني دولت فرانسه از امام‌خميني(ره) نقطه‌عطف ديگري شد تا دوباره دو کشور مهم تاريخي- تمدني به لحاظ سياسي، تاريخي، اقتصادي و فرهنگي با هم پيوندي استراتژيک برقرار کنند. برخي اتفاقات ناخوشايند در روابط تهران-پاريس، حمايت دولت فرانسه از صدام حسين در جنگ تحميلي و تعارض استراتژيک دولت‌هاي «ژيسکاردستن» و «ميتران» باعث شد تا پايان جنگ، دو کشور شرايطي از قطع مناسبات و تعطيلي سفارتخانه‌ها گرفته تا بازگشت ديپلمات‌ها و احياي مجدد مناسبات را تجربه کنند. پس از پايان جنگ تحميلي که انتظار مي‌رفت مناسبات کشور وضعيت ديگري را تبيين کند، متأسفانه برخي اتفاقات بار ديگر مناسبات دو کشور را از خود متأثر کرد؛ در دوره دولت ژاک شيراک، ايران و فرانسه به هم نزديک‌تر شدند و در توسعه مناسبات اقتصادي- تجاري و همکاري منطقه‌اي پيشرفت‌هاي قابل ملاحظه‌اي داشتند؛ اما با تغييرات سياسي در تهران و متعاقب آن در پاريس، دو کشور نه‌فقط از هم دور شدند، بلکه فرانسه که روزگاري مبتکر گفت‌وگوي سه کشور اروپايي بود به‌دليل برخي موانع از ايران فاصله گرفت! در مجموع هرگاه ايران و فرانسه مي‌خواستند مناسبات خود را به سمت توسعه‌يافتگي يا همکاري استراتژيک سوق دهند، انگليس، اسرائيل يا آمريکا مانعي جدي در توسعه اين مناسبات بودند. اکنون با تاريخ نمي‌توانيم زندگي کنيم. واقع‌بيني حکم مي‌کند خارج از احساسات ايراني و فرانسوي، واقع‌بينانه به ظرفيت‌هاي موجود دو کشور و نقد آن در مناسبات همه‌جانبه بپردازيم. سؤال مهم پيش‌روي ما اين است که فرانسوي‌ها ايران را در سبد و در طبقه‌بندي کشورهاي عرب خاورميانه قرار داده‌اند و با نظر به تجربه‌اي که من (نگارنده) در دوره‌اي از زندگي خود داشته‌، عرض مي‌کنم اين طبقه‌بندي خوشايند ما ايراني‌ها نيست؛ گرچه ما در بخشي از خاورميانه قرار داريم، ولي ايران مهم‌ترين قدرت غرب آسيا و مهم‌ترين کشور خليج‌فارس و مهم‌ترين بازيگر منطقه‌اي است. وقتي ايران را در سبد کشورهاي عربي ببينند، بي‌ترديد ايران را از اولويت مناسبات خود دور کرده‌اند.
ايران اکنون نماد قدرت و امنيت در منطقه است. فرانسوي‌ها در تهران ميهمان ما ايراني‌ها هستند و از نظر فرهنگي و سنت ميزباني، شايسته نيست از تلخي‌ها و سختي‌هاي گذشته صحبت کنيم، بلکه مهم اين است به آينده و ظرفيت‌هاي منطقه و جهاني و هم‌زيستي و توسعه مناسبات سياسي، بين‌المللي و منطقه‌اي و توسعه مناسبات دوجانبه اقتصادي، تکنولوژيکي، صنعتي- بازرگاني و فرهنگي- آموزشي بپردازيم. خاطرات شيرين ما بيش از خاطرات تلخ ماست. مي‌توانيم با بسترهاي مناسب امنيتي در خاورميانه و منطقه به الگوي مشترک فرانکو- ايراني برسيم. مي‌توانيم معضلات امنيتي منطقه را با همکاري تهران-پاريس تبديل به فرصت کنيم. بحران تروريسم، بحران تلخي است که امنيت آحاد بشر را تهديد مي‌کند؛ تروريسم ديگر نژاد، دين و فرهنگ نمي‌شناسد. تروريسم خطر و مظهر بدبختي‌هاي جامعه جهاني امروز است. چرا بايد اين‌گونه تلقي شود که برخي دولت‌هاي اروپايي چشمان خود را بر تروريسم بين‌المللي بسته‌اند. آنچه بوکوحرام، داعش، جبهه النصره، طالبان، القاعده و منافقيني انجام مي‌دهند، همه تهديد عليه بشريت است. از بغداد و شامات، کابل، عدن تا باب‌المندب همه زير يوغ خودسري‌هاي تروريسم حمايت‌شده از سوي برخي دولت‌هاست. آيا دولت محترم فرانسه مي‌داند برخي از جنگ‌افزارهاي ارائه‌شده به عرلبستان سعودي و امارات، سر از دستان تروريست‌هاي داعش و جبهه النصره درآورده است؟ اگر دولت متمدن و تمدن‌ساز فرانسه بخواهد نام نيکي از خود در اذهان ملتهب کودکان، زنان، پيرمردان و پيرزنان اين منطقه برجا گذارد، بايد تصميم قاطعي در قبال تروريسم جهاني، که تهديد اول امنيتي خود فرانسوي‌هاست، بگيرد.

Header