
مگر نمی بینی می خندد! فوتبال بازی می کند! خوشحال است! همه خوشحالیم، راه حق را بار دیگری پیدا کردیم،بار دیگری ترسمان از مرگ ریخت و شما غرق در نظریه "جاودانگی حیات" که همه چیز پیش ماست...
پدر های ما گرفتنی نیستند که می خواهید آن ها را بستانید،ریز و درشتمان پدری داریم،آن هم از نوع بهترین ها،تازه یک خدایی هم داریم که نه در اوهامتان و نه در ماده و نه در انرژی تان یافت نمی شود.
تروریست هستید اما برای خودتان،برای خوار کردن خودتان؛ این را هم بدانید که این علیرضا ها، هر کدامشان یک دکتر و مهندس و عمار برای این پدر بزرگوارمان خواهند شد و تا دستشان در ریسمان الهی است، هیچ فشاری بر آن ها وارد نخواهد شد، اگر هم آن ها را اذیت کردید از همان داستان هایی که زینب برای رقیه می خواند؛ برایشان می خوانیم.(این هم بزرگترین تهدیدمان)