Header Header
۲۲ آبان ۱۳۹۵ - ۱۹:۲۵
كدخبر: ۹۶۵۰۹
اختلاس در نظام بانکی
علی ذاكری نیری كارشناس ارشد اقتصاد
برنارد ماندویل، پزشك هلندی كه در حوزه اقتصاد نیز ورود پیدا كرده است، داستانی دارد با عنوان «افسانه زنبوران عسل». در این داستان، او بیان می‌كند كه اگر در یك جامعه فرضی، مردم بخواهند چیزی را كه از آن به‌عنوان رذایل اخلاقی یاد می‌شود، كنار بگذارند و همه مانند پارسایان زندگی كنند، در نهایت شیرازه جامعه از هم می‌پاشد. از نظر او جامعه هم به خوب‌كاران نیاز دارد و هم به بدكاران. در اینجا به دنبال تایید یا رد این ادعا نیستم، فقط می‌خواهم اشاره كنم كه داستان خوبی و بدی، همواره مورد توجه بشر بوده است. اینكه می‌شود بدون بدی یا رذایل اخلاقی زندگی كرد یا نه، بحثی است در حوزه اخلاق و فلسفه و ورود به آن در این مقال نمی‌گنجد. این روزها داستان‌های زیادی از اختلاس‌ها، دزدی‌ها و در كل، از كج اخلاقی‌های حرفه‌ای شنیده می‌شود. در این میان، اختلاس‌ها، نقل محافل شده است. سیستم بانكی، به‌عنوان رابط میان سپرده‌گذاران و دریافت‌كنندگان تسهیلات، به فعالیت می‌پردازد. در این رابطه، هر بانكی (همانند هر بنگاه اقتصادی دیگر) سعی می‌كند با توجه به سیاست‌های كلی خود (و البته در چارچوب قوانین و مقررات كشور) بیشترین منافع را نصیب خود و در نتیجه، مشتریان خود کند، اما چرا اتفاقات ذكر شده و ناخوشایند صورت می‌پذیرد؟

 

هر بنگاه اقتصادی در طول فعالیت خود، با ریسك‌های متعددی مواجه است، درخصوص ریسك، می‌توان به دو نكته اساسی اشاره كرد: نخست اینكه معمولا نمی‌توان آن را به صفر رساند و به عبارت دیگر، تنها می‌توان آن را كاهش داد یا كنترل كرد و دوم اینكه، بنگاه بر اساس بازده انتظاری و چشم‌انداز زمانی فعالیت خود، میزان بهینه‌ای از ریسك را می‌پذیرد. بنابراین با افزایش قوانین، مقررات، بخشنامه‌ها و سطح امنیت، نمی‌توان انتظار داشت كه لزوما ریسك مورد نظر صفر شود و بنگاه بتواند با خیالی آسوده به فعالیت بپردازد. فقط باید بتواند میزان بهینه ریسك (یا دامنه قابل پذیرش ریسك) را برای خود تعریف كرده و سعی كند در آن محدوده به فعالیت ادامه دهد. بانك‌ها نیز، به‌عنوان یك بنگاه اقتصادی، از این مقوله مستثنی نیستند. یكی از ریسك‌هایی كه بانك‌ها با آن مواجه هستند و البته با توجه به جایگاه و حساسیت بانك‌ها در اقتصاد، از درجه اهمیت بسیار بالایی برای آنها برخوردار است، «ریسك شهرت» است.

از چهره بیرونی یك بنگاه به‌عنوان «شهرت» نام برده می‌شود و در نتیجه، هر چیزی بتواند این «چهره بیرونی» را تحت تاثیر قرار دهد، منتج به درجه‌ای از «ریسك شهرت» برای بنگاه می‌شود. ریسك شهرت می‌تواند منجر به پایان عمر یك بنگاه اقتصادی و به ویژه یك بانك شود. بنابراین به‌طور عامیانه می‌توان گفت كه حفظ حسن شهرت بانك از نان شب برای آن واجب‌تر است. با این مقدمه طولانی به این نكته می‌رسیم كه صاحبان بانك‌ها (هیات مدیره و مدیران و پرسنل)، بیش از هر فرد دیگری به فكر «شهرت» سازمان‌شان هستند و آگاهانه وارد مقوله‌ای نمی‌شوند كه منجر به ریسك شهرت برای آنها شود؛ زیرا به خوبی از زیان‌های سنگین حاصل از ریسك شهرت آگاهند. از طرف دیگر، بانك مركزی و به‌طور كلی، نهادهای تقنینی و نظارتی، سعی دارند با وضع قوانین و مقررات لازم و كافی و همچنین، تعریف مجازات‌های متناسب با هر جرم، انگیزه ورود به فعالیت‌های غیرقانونی و ارتكاب جرم را به میزان قابل قبولی كاهش دهند، اما همان گونه كه گفته شد، امكان به صفر رساندن آن وجود ندارد.

چه چیزی می‌تواند باعث شود كه میزان تقاضا برای ارتكاب اعمال خارج از قانون یا دور زدن قانون، به كمترین میزان خود برسد؟ اولین چیزی كه به ذهن متبادر می‌شود، قوانین و مقررات دقیق و محكم و نظارت بر حسن اجرای آنها است كه در پی آن، تنبیه متناسب مرتكبان این اعمال می‌آید، اما عامل بازدارنده دیگری وجود دارد كه می‌تواند بسیار موثرتر از موارد فوق عمل کند: پایبندی به اخلاق. در همه مواردی كه از آن به‌عنوان اعمال خلاف قانون یاد می‌شود، حداقل یك عنصر مشترك وجود دارد و آن این است كه در نقطه‌ای، منافع (از نظر مرتكب) حاصل از ارتكاب عمل غیر قانونی، بیشتر از منافع حاصل از رعایت اخلاق شده است (البته ممكن است مواردی باشد كه در آنها نا آگاهی مرتكب، نقش اصلی را بازی كرده است كه در این مقوله نمی‌گنجد). به عبارت دیگر، زیان‌های حاصل از ریسك شهرت كمتر از سود حاصل از ارتكاب عمل غیرقانونی برآورد شده است یا اینكه ریسك شهرت كمتر از حد برآورد شده است.

نتیجه‌ای كه از این یادداشت كوتاه می‌توان گرفت این است كه برای كاهش میزان تخلفات یا اعمال غیرقانونی در جامعه، تدوین و تصویب قوانین و مقررات دقیق، تقویت نهادهای نظارتی به‌عنوان نهاد موثر و بسیار مهم در مجازات و بازدارندگی، شروط لازم هستند. آموزش عمومی قوانین و مقررات، به ویژه از سطوح ابتدایی آموزشی در سیستم آموزشی و رسانه‌های جمعی و پرورش روحیه پایبندی به اخلاق در جامعه (كه اشاره‌ای هم به مقوله «پرورش» در سیستم آموزش و پرورش دارد)، شرط كافی برای رسیدن به هدف است. كاهش تقاضا برای تخلفات و ارتكاب به اعمال غیرقانونی، برآیند دو مولفه قوانین و مقررات و مجازات‌ها (عامل بیرونی) و پایبندی به اخلاق و عزت نفس (عامل درونی) است. در صورتی كه هر كدام از این دو مولفه به نحو شایسته و درخور، مورد توجه قرار نگیرند، كاهش تخلفات، اختلاس‌ها، جرائم‌ و اعمال خارج از قانون ، منجر به نتیجه دلخواهی نخواهد بود.



Header