Header Header
۱۲ آذر ۱۳۹۵ - ۰۶:۵۵
كدخبر: ۹۶۵۴۹
همه ما درون مغز خود یک حسابدار اشتباه کار داریم!
همه ما درون مغز خود یک حسابدار اشتباه کار داریم!

شما يک دست کت و شلوار را به قيمت 500 هزار تومان در يک فروشگاه مي‌پسنديد، اما به دليل اينکه احساس مي‌کنيد این خريد نامعقول است از خريد آن منصرف مي‌شويد. ماه بعد همین کت و شلوار را از همسرتان به عنوان هديه تولد دريافت مي‌کنيد. این در حالی است که شما و همسرتان حساب‌هاي بانکي مشترک داريد با اين وجود احساس رضايت کامل داريد! 

دوست تان ماهانه مبلغ دویست هزار تومان قسط دارد که باید به بانک بپردازد،از طرفی یک مقدار وام از اداره محل کارش گرفته که ماهانه به صورت قسطی  دویست هزار تومان از حقوق وی کسر می کنند. در پایان ماه قسطی که توسط اداره از حقوق این شخص کسر می‌شود ،برایش بار روانی منفی ندارد و آن را ناچیز می داند، بیشتر درگیری ذهنی وی متوجه قسط بانک است!  

همیشه دوست داشتید برای خود یک عینک دودی مارک دار معروف بخرید اما چنین هزینه کردی برای شما غیرمعقول بود. تا اینکه برای یک سخنرانی دعوت شدید و یک حق الزحمه خیلی بیشتر از انتظارتان به شما دادند. شما هم می روید و آن عینک را می خرید و اصلا احساس نمی کنید که هزینه بالایی داده اید. 
چند وقتی است همسرتان به شما گیرداده که ماشین ظرفشویی یا یخچال ساید بای ساید بخرید، با اینکه پول کافی دارید به بهانه های مختلف از خرید آن طفره می روید. بعد از دوماه یک پول بادآورده گیرتان می آید! همسرتان را سورپرایز می کنید، علاوه بر خرید یخچال، ماشین ظرفشویی و هدیه گرانقیمت هم برایش می خرید و برای شام او را به رستوران دعوت می کنید! 

تحلیل و تجویز راهبردی:
علت این رویدادها پدیده ای است به نام حسابداری ذهنی. یکی از مهم ترین بازتاب های چنین پدیده ای این است که افراد با همه پول هایشان به یک شکل رفتار نمی کنند، افراد برای هر پولی که خرج می کنند حساب های مختلفی در ذهنشان باز می کنند. در مثال خرید عینک دودی گرانقیمت اینگونه است که در حالت عادی شما باید آن را از درآمد نرمال خود هزینه کنید ولی در صورتی که خرج کردن از یک پول بادآورده از نظر روانی هزینه کمتری دارد. 

برای آنکه منطقی تر تصمیم گیری کنیم، یکی از بهترین راه ها، پرسیدن یک سوال ساده از خودمان در زمان هزینه کردن یا اخذ تصمیم های مالی است: اگر منبع این پول جای دیگری بود آیا باز هم به این خرید/تراکنش مالی رضایت می دادم؟ (منبع دیگر می تواند حقوق ثابت ماهیانه یا درآمد نرمال من باشد). به عبارتی دیگر تکنیک رهایی از چنین دامی تغییر حساب است. پول را در ذهن تان از یک حساب به حساب دیگر واریز کنید! همین.


مطالب مرتبط :
Header